پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

خروارها زنگار

دوشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

آخرین مرحله از روند مراجعت به منزل بود و روی صندلی پشت راننده نشسته و سرم را به شیشه تکیه داده بودم. چند بار کودکان به اصطلاح کار را سر یکی از چهارراه های بلوار دیده بودم و این بار هم مثل دفعات گذشته وقتی چراغ قرمز شد بعضی هایشان به سمت ماشین های ایستاده پشت چراغ و بعضی هم روی جدول بین دو باند بلوار نشسته بودند. یکیشان هم طبق معمولا چند ضربه به شیشه راننده زد و درخواست دشت کرد. در طرف مقابل یکی رفت سراغ یکی از ماشین هایی که میانگین قیمتش از ماشین های دور و برش کمی بالاتر بود. مرد نسبتا چاق کت شلواری پشت فرمان بود و اگر اشتباه نکنم مرد میانسالی هم روی صندلی سرنشین نشسته بود. لحظات کوتاهی از نزدیک شدن کودک به ماشین گذشت که مبهوتانه دیدم راننده شیشه را بی تفاوت بالا می داد. با خودم فکر می کردم فرض محال هر قدر هم که بالانشین باشی به خیال خود چه چیزی از آدم های مثل خودت داری؟ سریع به ذهنم رسید که خوب این بچه های سر چهارراه هم گاهی واقعا شور سیریش شدن را در می آورند و آدم را کلافه می کنند اما به سرعت این فکر جایگزین شد که خوب اولا که این طور تربیت شده اند و دست خودشان نیست و ثانیا حضرت والا مگر چقدر وقت شریفتان تلف می شود که چند ثانیه حضورش را تحمل کنید و حتی دو کلمه ای هم با او صحبت کنید؟ در توهمات خود بیش از حد مجاز دست و پا زده اید و غرق شده اید. پول، تربیت غلط، رفیق بدرد نخور و یا هر چه که باعث آن شده را باید لعنت کرد!

پ.ن1: خدایا هیچ گاه مارا دچار این بلای خودبزرگ بینی و یا دگرکوچک بینی نفرما :)  آمین!
پ.ن 2: و به حق روز آخر شعبان و ماه مبارک در راه زنگار از دل همه ما بزدا!
پ.ن 3: راستی؛ اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ 
۹۵/۰۳/۱۷
محمد حسن شهبازی

خودبزرگ بینی

دماغ گندگی

نظرات  (۳)

ببخشید میشه بپرسم شما چرا از اینستاگرام اومدید بیرون؟!
صرفا یه جمع آوری اطلاعاته برای خودم!راجع به اون فضا.
ممنون میشم جواب بدید
پاسخ:
خواهش می کنم
قبل از هر چیز باید بگم فرض سوالتون غلطه و متاسفانه من از اینستاگرام بیرون نیومدم. :)
خیلی کم فعالیت می کنم توش اما تعطیل نکردم.
اگر سوال جدیدی براتون ایجاد شده بفرمایید در خدمتم.
بیخیال بابا
منم خیلی شده که از دست این بچه ها کلافه شم و یا شیشه رو بدم بالا یا یه کم برم جلوتر

من کاری با داستان بچه های کار و فلان ندارم ولی به نظرم خیلی راحت و حتی بی منطق به اون رانندهه حمله کردی!
یکی حال داره باهاشون حرف بزنه یکی نداره؛گناه نکرده که پشت چراغ قرمز گیر اینا افتاده!
من حتی یه بار کلا شیشه ماشینم بالا بود پسره هی زد به شیشه،با سر گفتم که نمیخوام.شرو کرد با دستت رو شیشه خط کشیدن و ضرب گرفتن و صدا ایجاد کردن.تا وقتی چراغ سبز شد ادامه داد.حالشو داشتم پیاده میشدم ....
:-/
پاسخ:
اینارو قبول دارما، تو متن هم گفتم
اما من همه این واکنش های قشر راننده قبل از این که اتفاقی بیفته و به اصطلاح واکنش های سریع و ناگهانی رو غلط می دونم
(البته در مورد راننده مذکور میشه خوش بینانه دید که دیشب و شب های قبل در یک روند کاملا تکراری با این بچه ها مواجه میشه)
خب پی هیچی!بافرض غلط نمیشه اطلاعاتی بدست آورد.شرمنده بهرحال و ممنون بابت پاسخ
پاسخ:
دشمنتون شرمنده
خواهش می کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی