پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـــــر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خــویش برون آید و کاری بکند

حافظ

آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

اگر اشتباه نکنم دو سالی است که دیگر مثل سابق، نمایشگری نمی‌کنم. قبل از نمایشگاه لیستی را تنظیم می‌کنم و فقط برای خرید همان‌ها به غرفه‌های از پیش تعیین شده سر می‌زنم و خریدها را انجام می‌دهم. وقتی به دوران دانش‌آموزی و تا حدودی دانشجویی فکر می کنم که چه طور کل نمایشگاه را می‌چرخیدیم و هر غرفه ‌و هر کتاب بی‌ربطی را سر می‌زدیم، واقعا به نیرو، توان و حوصله آن روزها درود می‌فرستم. البته خوشحالم که دیگر شرایط آن طور نیست.
شاید با خودتان بپرسید این لیست که می گویم چه‌طور تهیه می‌شود؟ پر شدن لیست چند منشأ دارد. یکی از آن ها از طریق پیوندهاست. وقتی کتابی می‌خوانید ممکن است در مقدمه، پاورقی و یا حتی خود متن کتاب از کتابی دیگر نام برده شود و یا به آن ارجاع داده شود. این پیوندها گاهی در راستای علاقه هایمان قرار می‌گیرد و درست همان چیزی است که دوست داریم بخوانیم. همان لحظه در یک یادداشت keep با عنوان کتاب یه سطر جدید اضافه می‌کنم و نام کتاب را می‌نویسم. یکی دیگر از منشأها، معرفی هایی است که در طول یکسال، بین این نمایشگاه تا آن نمایشگاه از افراد سرشناس و یا دوستانم انجام می‌شود. به طور مثال کتاب خاطرات عزت‌شاهی و چند کتاب دیگر در کانال سعید جلیلی معرفی شده بود و به لیست اضافه شد. یا گاهی دوستانم را می‌بینم که مشغول خواندن کتابی هستند و نظرشان را درباره کتاب می‌پرسم. توضیح کوچکی می‌دهند و گاهی هم توصیه می‌کنند. اگر موضوع را بپسندم به لیست اضافه خواهم کرد. منشأ آخری که قصد معرفی آن را دارم کتاب های دیگر یک نویسنده است که اثر او را خوانده و پسندیده ام. مثلا این اتفاق برای سید مهدی شجاعی یا رضا امیرخانی تا به حال اتفاق افتاده است و به واسطه چند اثری که خوانده ام ‌و پسندیده ام سایر کتاب‌ها را نیز به لیست اضافه کرده ام.
از لیست امسال چند موردی را به دلیل محدودیت مالی و تجاوز از سقفی که تعیین کرده بودم، نتوانستم تهیه کنم. یک مورد هم چاپ نشده بود و یا تمام شده بود که در لیست می‌مانند تا در آینده اگر فرصتی بود در طول سال یا نمایشگاه تهیه کنم. اما از بین مواردی که توانستم بخرم چند تایی را نام می برم. شاید شما هم خوشتان آمد و بعضی از آن ها را به لیست خود اضافه کردید. از نشر سوره مهر دو کتاب نشان کرده بودم. یکی «سفر به روسیه» اثر هدایت الله بهبودی و دیگری هم «خاطرات سفیر» بود که نوشته های دختری دانشجو که در فرانسه به تحصیل پرداخته است. متاسفانه فقط مورد دوم را توانستم بخرم و اولی موجود نبود. کتاب دیگری که دنبالش می گشتم داستان سیستان به قلم رضا امیرخانی بود که به شرح سفری 10 روزه همراه با مقام معظم رهبری به سیستان و بلوچستان پرداخته است. مثل بقیه کتاب های این نویسنده گمان می کردم باید در نشر افق به دنبال داستان سیستان بگردم ولی وقتی جستجو کردم دیدم ناشر این کتاب قدیانی است. اول کمی تعجب کردم؛ چراکه از قدیانی کتب کودک در ذهنم بود. یکی از دوست داشتنی ترین هدایای دوران کودکی ام مجموعه فسقلی ها از همین نشر بود. در کنار این کتاب، کتابی دیگر به اسم «سرای اژدها» که چند داستان از سید جمال الدین اسدآبادی بود نیز هدیه دادند. البته به نظر می آید این هدیه مدت ها پیش چاپ شده و هر خرید بهانه خوبی است برای رد کردنش. کتاب بعدی که در لیست وجود داشت، جلد دوم سفرنامه منصور ضابطیان، به نام مارک دو پلو بود. بعد از این که جلد اول را خریدم و از متن روان و جذاب آن لذت بردم تصمیم گرفتم در نمایشگاه سال بعد جلد دوم را بخرم و اگر عمری بود سایر سفرنامه ها را هم به ترتیب در سال های آتی تهیه کنم. الان هم که این متن را دارم کامل می کنم، مارک دو پلو را خوانده ام و مثل جلد اول که مارک و پلو نام داشت، راضی هستم و این روند ادامه خواهد داشت؛ ان شاء الله. بنیاد چمران نشر دیگری بود که برنامه داشتم به آن سر بزنم. بعد از اینکه کتاب «مرگ از من فرار می کند» روایت فتح را خواندم و بیش از پیش شیفته شخصیت شهید دکتر مصطفی چمران شدم، تصمیم گرفتم به صورت جزئی تر مراجع آن کتاب را بخوانم. برای همین سری به این غرفه زدم و از بین کتاب های موجود سه عدد را انتخاب کردم. «کردستان»، «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست» و «خدا بود و دیگر هیچ نبود» سه کتابی بود که با توجه به بودجه، انتخاب کردم. که اگر دستم باز بود سایر کتاب های غرفه بی ریای بنیاد چمران را هم تهیه می کردم. یک کتاب دیگر از یک نشر معروف هم هست که روزی یکی از دوستان به بنده هدیه داد و نمی دانم بر اثر چه اتفاقی دیگر در کتابخانه ندیدمش. شاید بین کتاب های انبار باشد و شاید هم بین کتاب های اهدایی به کتابخانه محل رفته باشد. هر چه که سرنوشتش باشد، امسال بالاخره آن را خریدم تا لااقل متن کتابی را که دوستم دوست داشته بخوانم را مطالعه کنم. شاید هم دوباره بدهم تا نوشته اول کتاب را برایم بازنویسی کند. مورد آخر هم که مدت ها بود می خواستم تهیه کنم، یکی از کتاب های حاج آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیه بود. با توجه به این که شناختی نداشتم، در همان نمایشگاه در یکی از گروه های فضای مجازی از دوستانی که قبلا کتاب های ایشان را مطالعه کرده بودند مشورت گرفتم و یکی از همان گزینه هایی که معرفی کردند_سلوک عاشورایی | منزل اول | تعاون و همیاری_ را تهیه کردم.
امیدوارم کتابی از قلم نیفتاده باشد. 
۰ نظر ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۹
محمد حسن شهبازی
حتی کنکور نتوانست مانع این شود که دیدن به وقت شام را به بعد از برگزاری‌ش موکول کنم. همان روزهای اول تعطیلات عید، با خانواده یک روز را به سینما اختصاص دادیم و اول به وقت شام و بعد هم لاتاری را دیدیم. آن روزهای اول دلم می‌خواست بیایم در باب این‌که چرا واجب است عده ای به وقت شام را بیینند مطلبی در وبلاگ منتشر کنم، اما احتمالا کنکور و بی حالی ناشی از آن مانع شده است. اگرچه الان نمی‌شود با همان انگیزه، همان مطلب را نوشت اما بخش هایی‌ش را هم می‌توان گفت. در روزهای پس از اختتامیه جشنواره فجر و آن سخنرانی غیرمنتظره ابراهیم حاتمی‌کیا، تا یکی دو روزی در محافل سینمایی دو گروه به جان هم افتادند. عده ای مدافع حاتمی‌کیا و گروه مقابل هم جماعت مخالف او و آرمان‌هایش. این اتفاقات شاید انگیزه عده ای را برای تحریم یا چیزی شبیه به آن بیشتر کرد، اما آن‌چه بیم آن می‌رفت تا «به وقت شام» با بی‌مهری هوادارانش مواجه شود، اتفاق نیفتاد و تاکنون اگرچه باید خیلی از این بهتر باشد، ولی باز عامل اثبات حرف‌های گروهی که از حرف‌های حاتمی‌کیا فقط ظاهرش را دریافت کردند و نفهمیدند او از چه می‌رنجید و چه می‌خواست بگوید، نشد. بدون شک اگر همه آن‌هایی که پس از اختتامیه فجر ۳۶ شبانه روزی در فضای مجازی مشغول دفاع از حاتمی‌کیا بودند، اگر می‌رفتند حداقل یکبار به وقت شام را می‌دیدند فروش فیلم خیلی بیشتر از مقدار مناسب کنونی هم می‌شد. منتها عده‌ای در تشخیص مفاهیم و مصادیق گاهی دچار خطا می‌شوند و اولویت ها را گم می‌کنند.
امروز در حالی‌که ۲ روز از کنکور می‌گذرد، با جمع دوستان کنکوری برای تماشای به وقت شام راهی دانشکده مکانیک شدیم. دوباره در بخش‌هایی از فیلم عمیقا بخاطر بعضی اتفاقات و حقایق ماجرای شام غصه خوردم و منقلب شدم. بعد از فیلم با جمع دوستان در مورد مسائلی صحبت کردیم و باعث شد کمی از حال و هوای فیلم بیرون بیایم وگرنه تراژدی به وقت شام چیزی نیست که بشود به سادگی فراموشش کرد. القصه خوشحالم امروز برای بار دوم فیلمی را دیدم که در روزگار فراموشی و غفلت، به جای تخدیر بیشتر، تلنگر می‌زند.
۰ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۱۷
محمد حسن شهبازی
در فرصت کم، فشرده و با حجم افکاری که در آن برهه زمانی به من تحمیل می‌شد، تصمیم گرفتم در کنکور ارشد ثبت نام کنم و بر خلاف دفعه قبلی که کلا توی باغ نبودم و حتی نمی‌دانستم کدام درس ها می‌آیند و کلا چند تست در‌ کنکور می‌آید، با تلاشی چند ماهه سر جلسه حاضر شدم. این اواخر برای خودم بارها شرایط مخلتف اعم‌ از ادامه تحصیل و یا ورود کامل به بازار کار را بررسی می‌کردم. روی کاغذ در ستون های مجزا برای هر کدام معایب و مزایا رو می‌شمردم. اگرچه این اواخر گاهی به این نتیجه می‌رسیدم که خواندن کارشناسی ارشد با شرایط فعلی سراسر باخت است، اما هم به جهت احترام به اطرافیان، به پایان رساندن کار ناتمام و البته از حق نگذریم مقداری هم بخاطر تمایلی که هنوز به ادامه تحصیل داشتم (دلایلش بماند) بازی را تا آخر ادامه دادم. حالا در شرایطی که فردای کنکور است و فرصت من تمام شده، اما محتاج به دعای خیر همه هستم. اما اصل مطلب، قصد داشتم در دو بند ، نظراتم را در مورد دو موضوع مهم و کاربردی برای داوطلبان کنکور ارشد سراسری رشته کامپیوتر  در همین وبلاگ منتشر کنم. موضوع اول درباره موسسه مدرسان شریف و موضوع دوم درباره کتاب هایی است که خواندم و در آن نکاتی را برای بعضی از کتب بیان خواهم کرد. 
۱) شاید علت اینکه آزمون های ده‌گانه مدرسان شریف را ثبت نام کردم، تخفیف زیادش بود. بعلاوه اینکه پولش را خودم ندادم! که اگر قرار بود خودم حساب کنم وسواس بیشتری به خرج می‌دادم و عمیق تر بررسی می‌کردم که آیا به درد می‌خورد یا نه. اگرچه پیش بینی می‌کنم در آن صورت هم باز ثبت نام را انجام می‌دادم. چراکه در آن شرایط به دلیل عدم شناخت کافی ( هم از موسسه مدرسان شریف و هم فضای کنکور ) همه تصمیمات غیر دقیق و گاها مبتنی بر احساس است. آدم با خودش می‌گوید همه امکانات را بسیج کنم و با تمام قوا و به صورت برنامه‌ریزی شده به مصاف کنکور بروم. اما در عمل معمولا شرایط متفاوت می‌شود و اگر هر کس از قبل خودش را بشناسد و باز این اشتباه را بکند، کلاه بزرگی سرش می‌رود. اما فارغ از تمام این ها، چند خطی درباره آزمون‌های مدرسان می‌نویسم. از بین ده آزمون تعدادی را شرکت نکردم، اما از بین کنکور های آزمایشی بخصوص نمونه های جامع‌تر و انتهایی نکاتی قابل استنباط بود. اول تلاش این موسسه برای پوشش مطالب بود، اما به طرزی که گاهی به نظر می‌آمد انگار بعضی مباحث را فراموش کرده اند و این پوشش را بجای سراسری کردن در کل آزمون ها، با شیوه توزیع فصلی در تک آزمون ها پیاده سازی کردند. یعنی به جای این که در همه آزمون ها از هر فصل یک درس سوال آمده باشد، در هر آزمون از یک فصل سوال می‌آمد. البته عده ای این توجیه را می‌آوردند که بهرحال این موسسه سعی در شبیه‌سازی کنکور دارد و اگر در کنکور اصلی به همین سبک سوال بیاید، این موسسه می‌گوید: «دیدید؟ من دقیقا شرایط را پیش بینی و شبیه‌سازی کردم» که درست هم می‌‌گوید. اما نکته ای وجود دارد که در انتها عرض خواهم کرد. مساله بعدی در این آزمون ها گاها سختی و یا آسانی غیر طبیعی است که باز هم توجیه بالا برای آن صادق است و بنا به تجربه های گذشته کنکور، سعی دارند تمام حالات ممکن را پیاده سازی کنند. پس انتقاد و مشکل بنده چیست؟ نکته مدنظر بنده این است که اگر قرار است مدرسان شریف کنکورهای قبلی را شبیه‌سازی کند و بر اساس آن ها کنکور بعدی را پیش بینی کند (که امسال کنکوری عجیب و غریب را شاهد بودیم و غافلگیر شدیم) ، دیگر چه لزومی به وجود چنین موسسه ای و شرکت در آزمون هایش است؟ اینجانب به عنوان شخصی که از راهی طی شده صحبت می‌کند می‌گویم که همان کنکور های سراسری برای تمرین و ارزیابی کفایت می‌کند و شرکت در آزمون های مدرسان جز اثرپذیری از تبلیغات، جو و البته مزیت نه چندان مهم و سرنوشت ساز جامعه آماری بالا (که هر ساله تقریبا از نظر پوشش سطح علمی ثابت است) چیز دیگری ندارد.
۲)درباره کتاب های بعضی از دروس که برای کنکور انتخاب کردم، چند خطی خواهم نوشت. کتاب پایگاه داده پارسه که به توصیه دوستان خریدم (به مبلغ ۴۰ هزار تومان) واقعا کتاب خوبی بود. هم کامل، هم جامع و هم مثل همه کتاب های پارسه دارای دسته بندی بسیار مناسب که روند پیشروی را خیلی روشن نشان می‌دهد. برای درس شبکه از کتاب شبکه های کامپیوتری نشر پوران پژوهش استفاده کردم که واقعا خوب نبود. تیترهای نامنظم و بدون شماره و بعضا عدم معرفی و تدریش صحیح بعضی بخش ها. اما در عوض کتاب شبکه های کامپیوتری دکتر حقیقت از نشر پارسه که به گفته خود ایشان در سال آینده منتشر خواهد شد، با توجه به سابقه خوب ایشان و نشر پارسه گزینه مناسب تری به نظر می‌آید. متاسفانه این کتاب چاپش متوقف شده بود و نتوانستم تهیه کنم. مورد بعدی کتاب سیستم عامل پارسه است. نویسنده این کتاب دکتر ابوالفضل طرقی حقیقت است که در بالا اشاره شد. این کتاب بسیار کامل و جامع است به حدی که شاید این طول و تفصیل و شرح بسیط همه مفاهیم برای یک کنکوری خیلی مناسب نباشد و موجب اتلاف وقت شود. بیشتر برای قوی شدن در این درس و در طول تحصیل به تظر مفید است و اگر هدف مطالعه کنکور می‌باشد، بهتر است که خیلی سر مطالعه وسواس به خرج نداد و مستمر و با سرعت نسبتا بالا پیش رفت و مشکلات را پس از تست زدن رفع کرد. کتاب زبان نصیر هم کتاب خوبی است. اگرچه حجیم و زیاد است ولی در باب گرامر و لغت کنکور را تا حد خوبی پوشش می‌دهد. کتاب کامپایلر نشر پوران پژوهش هم مناسب می‌باشد. چند کتاب دیگر هم بود که به دلایلی از جمله به اتمام نرسیدن یا مسائل دیگر ترجیح می‌دهم درباره آن‌ها نظری ندهم. 
پ.ن: در نظر داشته باشید این‌ها صرفا نظرات اینجانب می‌باشد. ممکن است نظر فردی دیگر به طور کامل یا در مواردی کاملا بر خلاف نظرات بنده باشد. بنابراین بهتر است از منابع دیگر هم پرس و جو کنید و مشورت بگیرید. 
امیدوارم انصاف را در نگارش هر دو موضوع رعایت کرده باشم و احساسات بر روی نظرم تاثیر نگذاشته باشد، بهرحال کنکور است و حال و هوای خاص خودش. 
در پایان از همه دوستان و آشنایان و کسانی که این مطلب را مطالعه کردند طلب دعای خیر دارم.
۰ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۱۵
محمد حسن شهبازی