پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

اگر اشتباه نکنم روزهای منتهی به امتحان انقلاب بود. خروار ها فصل تل انبار شده، چندین امتحان پشت سر هم و ذهن خسته، و البته دو امتحان در یک روز مواردی بودند که ذهنم را به شدت آشفته می کردند.
یکی از گریزهایی که بدترین گریزهای ایام امتحان هم هست، فاضلاب فیس بوک بود!
بی پروا هر وقت که گر می گرفتم از هرم دروس، پناه می بردم به آغوش مارک(زوکربرگشون) و لحظاتی را با من نجوا می کرد! انگلیسی غلیظ بلغور می کرد، اما بهتر از درس خواندن بود! بگذریم! خیلی جالب بود. امتحان انقلابم مصادف شده بود با امتحان بعضی دیگر...

همین طور که Scroll صفحه را بالا و پایین می کردم، قاطی پست های زرد (زرد که چه عرض کنم! ) و بعضی پست های تکراری و خسته کننده، پست های به چشم می خورد که مرا به فکر فرو می برد! حسی ترکیبی از افسوس، تعجب، سوال، چاره یابی و همدردی مرا فرا می گرفت. (با عرض پوزش از حس هایی که به دلیل فراموشی اینجانب از قلم افتادند).
با هم ببینیم:
زور



 این تصویری که مشاهده می کنید، سه مورد از تخلیه هایی بود که به چشم بنده خورد.
بدون شک نارواست که فقط این درس را بکوبم و با بلدوزر از روی نویسندگان کتاب، مسئولین آموزش رده بالا، متوسط و پایین مملکت انتقاد کنم، و نهایتا دم را روی کول گذاشته و بروم. حرف ها برای گفتن هست.
اولا: فی الواقع چه اجباری است که تنوع دروس عمومی اینقدر کم باشد که یک دانشجو مجبور شود ، این درس را بر دارد؟ اصلا برفرض این را برندارد، چرا مابقی دروس اینقدر تنوعشان کم است؟
دوما: اصلا برفرض یک بشر با رضایت کامل این درس را اخذ نمود. چرا باید این درس طوری دانشجو را خسته و کلافه کند، که سرنوشتش تصویر بالا شود؟ نمی گویم فقط این درس جزو درسهای چندش دانشجوهاست، بله، همه دروس موی دماغند، اما آیا نباید جساسیت ما نسبت به موضوعاتی از جمله انقلاب، امامت، دفاع مقدس، اندیشه های دینی و ... بیشتر باشد تا مبادا تنفری از این موارد پیش نیاید؟
سوما: آیا اساتید دروس این چنینی نباید بار بیشتری روی دوش خود احساس کرده، و جذاب ترین شیوه های ارائه را انتخاب کنند که اگر حتی دانشجویی به اجبار درس را گرفت، با چند جلسه حضور در برابر موضوعات نرم شود؟
آیا انقلاب و امثالهم، شامل موضوعاتی سفت و خشن و دور از عقلانیت، عاطفه و انسانیت است؟ اگر اینطور است که دیگر چرا میخواهید آن ها را به زور به خورد ذهن ها بدهید!؟ یقینا کار باطلیست و هر عقل سلیمی حکم می کند که نتیجه نخواهد داد. و اگر دربردارنده مفاهیم ارزشی است، پس چرا آنطور که باید نتیجه نداده؟ آیا فطرت ها کلا نابود شده؟!

سرتان را درد نیاورم! می شود کلی حرف بافت در این باب.
اما با ذهن ناقصم چند پیشنهاد بدهم، شاید روزی یک بزرگی، استادی، روشنفکر درست حسابی ای راه گم کرد و آمد اینجا و از این ایده های حلبی تکه پاره، شاه ایده ای ساخت و فصلی نو در معرفی ارزش ها آغاز کرد...
به نظر بنده، کلاس های این چنینی، بیش از هر چیز به مخاطب شناسی نیاز دارند! قبل از موضوع شناسی و تسلط به آن.
شما هر چقدر هم به کنه انقلاب پی برده باشید، اگر ندانید طرفتان کیست و چه روحیه ای دارد، حالا هی کنه را بشکافید! اصلا کنه های جدید خلق کنید، انگار نه انگار اگر به زبان آن ها نباشد.
مخاطبان شما مدرسان این سبک دروس دانشجو هستند. دانشجو جوان است. جوان بروز است، پس شما هم باید بروز باشید!
دیگر خودتان بگردید دنبال یک بروز بودن واقعی و تمام عیار. تمام عیار هم نشدید، نشدید. اما فقط بروز باشید. خواهش می کنیم!
بله، یک کار بروز انجام دهید.
اصلا بیایید جلسه نقد فیلم بگذارید.یک بار بیایبد آرگو را در کلاس پخش کنید، در لحظه های مهم ظرافت های فیلم را بیرون بکشید و روشنگری کنید. نگران خوراک هم نباشید. کلی سوژه ی دیگر هم هست. هر کجا کم آمد. باقیش را با همین روش الانتان پر کنید. عیبی ندارد. به مرور زمان درست می شود.
یقینا کار شما ساده تر می شود وقتی بیایید و یک کتاب 200 صفحه ای را کامل بخوانید و در طول چند جلسه به دانشجو منتقل کنید. نگران این هم نباشید. دانشجو شب امتحان یک بار این کار را خودش سریع السیر انجام خواهد داد. یک کاری کنید که بماند... لطفا!
کارهای دیگر هم خیلی وجود دارد که می توان انجام داد.
جذابیت مفاهیم را بالا ببرید! نمی دانم دقیقا چطوری، اما فقط تکراری نباشید!

والسلام!

۳ نظر ۲۶ دی ۹۲ ، ۱۶:۳۱
محمد حسن شهبازی
یادم نمیاد داشتم به چی فکر می کردم!
اما تو همین گیر و دار امتحانا و خلاص شدن ازشون، فکر کردن به زبان فارسی، دغدغه ها، کلنجار ها و... یهو این به ذهنم رسید که واقعا چرا؟
چرا تو کشور ما که زبون رسمیش فارسیه!
تو شهر ما که همه فارسی صحبت می کنن، وقتی میریم پاپکو بخریم(و اگر اشتباه نکنم همه کالاهای مشابهش، لااقل غریب به اتفاقشون) با چنین سربرگی به فروش می رسن؟
Persian language
مگه ما ایرانی نیستیم و فارسی صحبت نمی کنیم؟
مگه اکثریت دانشجوهای ما فارسی زبون اولشون نیست؟ اصلا اونایی که خارجین مگه فارسی بلد نیستن؟
پس چرا تمام تولیدی های کاغذ سبک پاپکو، برای بخش تاریخ از معادل های انگلیسی استفاده می کنن؟
اشکالی داره بنویسن " روز ، ماه ، سال"؟
نامفهومه؟
به جان خودم ضایع هم نیست! آخه بعضیا گاهی وقتا که میخوان یه چیز وطنی و مرتبط به وطن استفاده کنن به سرعت جنبه ضایع بودن / نبودنشو تست می کنن و اکثر اوقات به نتیجه "ضایع است" میرسن!
اما این یکی انصافا ضایع نیست!
قویا به عنوان یک دانشجو که با این محصولات سر و کار زیاد دارم، درخواست می کنم از تولیدی ها و تلاشم رو برای رسوندن این پیغام به گوش مسئولینشون می کنم "که لطفا بخش Subject و Date رو به معادل فارسیشون تبدیل کنید، و دمتون گرم!"
شما هم اگر دستتون به جایی میرسه بگید بهشون، و اگر نمیرسه حداقل این کار رو تا حد توان انجام بدید...
تکراری اما گویا: "قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود..."
زمین های از دست رفته رو باید بازپس گرفت...
۰ نظر ۲۵ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۴
محمد حسن شهبازی

بسم الله

۲ نظر ۲۳ دی ۹۲ ، ۲۳:۲۰
محمد حسن شهبازی