پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

مطلبی که می خوانید مربوط به چند روز پیش است. اگر زمان یا حال و هوایش به الان نمی خورد دیگر متن است و شما و بزرگواریتان:

نمی دانم چرا نسل جدید ورودی های دانشگاه و حتی حاضرین فعلی این طور میانه شان با بسیج شکرآب شده. این اتفاق بارها و بارها موضوع اصلی افکار روزانه ام شده و در یکی از همان حالات، در حالیکه مشهد بودیم و عازم حرم، با سید محمدحسین در رابطه با آن صحبت می کردیم. از طرفی دیگر به خاطر مسائل مربوط به انجمن ورزشی، مکالمه مان کمی رنگ و بوی ورزش هم گرفت. از جمع این دو("بسیج و کار کردن نیروهای انقلابی" و "ورزش و انجمن ورزشی") سید این نتیجه را گرفته بود که درباره کتابی صحبت کند. «سلام بر ابراهیم»! اوایل دوران دانشجویی خیلی اسم این کتاب را می شنیدم و حتی چندین بار خود کتاب را دیده بودم اما به دلایلی اصلا سمتش نرفته بودم. این غربت تا همین چند روز پیش طول کشید. وقتی محرم شد و دنبال یک برنامه مطالعاتی متناسب می گشتم. به یاد محرم پارسال دلم هوای نامیرا(لینک) کرده بود و در کتابخانه دنبالش می گشتم تا دوباره بخوانمش، پیدایش هم کردم، اما در حین جستجو چشمم به سلام بر ابراهیم هم خورد. آن را هم بیرون کشیدم و نهایتا سلام بر ابراهیم قسمتش شد که این روزها در کیفم مهمان باشد. در همان صفحه های ابتدایی هم کتاب چشمه ای از حال و هوای محرم نشان داد: 

«  ما چه کرده ایم یا چه خواهیم کرد؟! آیا این خاکیان را که افلاکیان بر آدمیتشان غبطه می خورند الگو قرار داده ایم؟! 
    یا خدای ناکرده ناخلفی از نسل آدم را!! انسان نمایی از دین و دیاری دیگر که با ظاهری زیبا و قهرمان گونه، سوار بر امواج رسانه، برای غارت دل و دین جوان و نوجوان ما حمله ور شده؟!
    هر چند نهال های نورس بیشه شیران ایران، ریشه در خاک ولایت دارند و آب از چشمه های زلال اشک خورده اند. اشکی که از طفولیت به همراه نوشیدن شیر مادر در محافل روضه سیدالشهدا(ع) در خون و رگشان جاری است. مُهر مِهر عباس بر دل دارند و دل به مادر سادات فاطمه(س) دارند.
    جوانان ما در پی خوبی و خوبان عالمند و صداقت و عشقشان خلل ناپذیر، شاید بیگانگان غباری بر رویشان نشانده باشند،اما محرمی کافی است که دریای وجود و وجدانشان را طوفانی کند و رشته های خصم را پنبه.»

 و حالا کتاب بعدی ای که فکرش در سرم چرخ می خورد، کرشمه خسروانی است. سال ها پیش یک بار سمتش رفتم اما قسمت نشد که تمام شود؛ ببینیم این محرم چه می شود...

۳ نظر ۲۴ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۷
محمد حسن شهبازی


خوشا به حال تو برادر که از این دنیای نامرد، جایگاهت در قلب مومنین خداست و نه لانه های فاسد اینترنت که هر بی سر و پایی در آن برای خود اسم و رسمی دارد!
پ.ن: در جستجوی اینترنتی نام شهید جوان مدافع حرم، عباس دانشگر، برخلاف اکثر اوقات که نام "ویکیپدیا" در دو سه لینک اول به چشم می خورد، اثری از آن نبود. "الحمدلله!"

شاید برای بازدیدکنندگان گذری این مطلب و ناآشنا با موضع بنده درباره ویکیپدیا، در رابطه با آن تندروی کرده باشم، اما کمی تحقیق درباره ماهیت و محیط غالب آن گویای آن است که این وبسایت برای چیست و برای چه کسانی است...

و شاید شایسته باشد در یک مقاله بلند، جمع بندی جامعی در رابطه با تجربه تعاملاتم با این وبسایت و حقایق نه چندان آشکار آن بنویسم...
۰ نظر ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۹
محمد حسن شهبازی

بسان نرم افزار ها که هر گاه بروز رسانی جدیدی می آید هشدار می دهند، این روز ها هم بروزرسانی ای برایم بارگزاری شده!
در این فاز از زندگی، که نیاز به تلاشی دو چندان و حتی بیشتر دارم؛
نیاز به پرکاری و خستگی ناپذیری دارم؛
و در دورانی که خیلی چیز ها را باید نادیده بگیرم؛
و بر خلاف علایق، خواسته ها و هواهای نفسم پیش بروم،
همه اش ذهنم درگیر می شود و آدم هایی می آیند توی ذهنم که این طور بودند.
و در این لحظات یک نفر گوشه ذهنم عجیب برق می زند.
دکتر چمران!

دکتر چمران

۲ نظر ۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۵۳
محمد حسن شهبازی