پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـــــر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خــویش برون آید و کاری بکند

حافظ

آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

یکی از دوستان، هر فیلمی که می دید و خوشش می آمد، برادرانه به من هم می گفت تا اگر دوست داشتم ببینم. آخرین موردی که معرفی کرد، مرثیه ای بر رویای امریکایی (Requiem for the American dream) بود. همان طور که تا حدی می شود موضوع مستند را حدس زد، فیلم به وضعیت کنونی امریکا و تغییر از گذشته تا امروز می پردازد. این مستند را از این جهت سعی کردم ببینم که اولا به واسطه اتمام امتحانات(به معنای وافعی کلمه!) وقتم آزاد شده بود و ثانیاً کسی که مورد مصاحبه قرار گرفته و سیر آمریکای دیروز تا امروز را بیان می کرد، پروفسور نوآم چامسکی، زبان شناس معروف امریکایی بود. نوآم چامسکی به خاطر اظهارات منتقدانه اش به امریکا و البته بعضی نظراتش درباره مسائل مرتبط با ایران، برای مردم کشور ما شناخته شده است. گروهی دیگر اما اسم او را بیش از دیگران شنیده اند؛ دانشجویان کامپیوتر. در یکی از دروس دوره کارشناسی به نام نظریه زبان ها و ماشین ها و در بخش گرامرها، یکی از حالات رایج دسته بندی به نام این فرد ثبت شده است. 

درباره مستند، اگرچه به نظر می آید کار خیلی حرفه ای نیست و انتظار یک اثر شاهکار را نباید داشت، اما صحبت های چامسکی و تحلیل هایی که بر جامعه امریکا و سیاست های اقتصادی و اجتماعی آن ارائه می دهد، واقعا شنیدنی است. البته پیدا نکردن یک ترجمه مطلوب برای فایل زیرنویس، کمی از لذت دیدن این فیلم کاست، اما باز به جهت جذابیت صحبت های چامسکی، به علاقه مندان به این موضوع دیدن فیلم را توصیه می کنم. تا فراموش نکرده ام، ریتم نامتوازن فیلم، کادر بندی نامناسب و تدوین نه چندان خوب مستند را هم از قبل در نظر داشته باشید. 


۰ نظر ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۰
محمد حسن شهبازی

داستان تحریم صدا و سیما توسط امریکایی ها که چند روز پیش مطرح شد، شاید جزو آخرین مراحل یک پروسه طولانی باشد. اتفاقی که دودش اول و آخر به چشم مردم داخل (چه راضی، چه منفعل و چه ناراضی) خواهد رفت.

شاید برای شروع بهتر باشد از این باب وارد شویم که اصولا صدا و سیما به عنوان والاترین اهداف چه کار باید بکند؟ انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و حالا یک کشور با تمام منابعش در اختیار انقلابیون است. انقلابی که ناشی از انگیزه های مادی صرف نبود و حالا که پیروز شده است، باید آرمان های خودش را پیاده کند. در عصر کنونی، این وظیفه نه تنها محدود به پیاده سازی، بلکه تا انتشار پیام انقلاب و اعلام عمومی انگیزه های معنوی و آرمان ها هم گسترش پیدا می کرد. یکی از بهترین بسترها و ابزار ها همین صدا و سیما بود. مکانی که به واسطه گستردگی و مرجعیتش، اولین جایی است که مردم در شرایط عادی و البته غیرعادی، چشم به آن می دوزند. چنین مکانی با این پتانسیل هایی که نام برده شد، وظیفه ارسال پیام انقلاب را به تمامی کسانی که اکنون، با دیده تردید، حیرت و به طور کلی پرسشگرانه به تحولات کشوری مانند ایران نی نگرند را دارد. اما طبیعی است که هر تغییری مخالفین و موافقین خود را دارد و به طور خاص درباره انقلاب اسلامی ایران، این مخالفین در دسته ابرقدرت های جهان و موافقین هم در گروه مستضعفین قرار می گیرند. اگرچه سنت و اراده خدا این است که به مستضفعین منت می نهد و آن ها را وارث خود قرار می دهد، اما این پروسه باید مراحل طبیعی خود را طی کند. و صدا وسیما به عنوان جزئی از انقلاب، که از همان روزهای آغازین مورد خشم و نفرت مخالفین قرار گرفت، مغضوب شد. محدویت های پخش و مخابره از جمله مواردی بود که گریبان این سازمان را می گرفت. اصولا مقوله آزادی بیان تا وقتی برقرار است که منافع اهالی قدرت و وضع کنندگان آن مجموعه های به اصطلاح حامی حقوق بشر و آزادی بیان در خطر نیفتد. اما به محض این که اندک تهدید جدی ای برای این منافع پدید بیاید، بدون تعارف و بدون ترس از این که مبادا رسوایی ناشی از نقض قوانین خودساخته‌شان به وجود بیاید، فیتیله مخالف را پایین می کشند و یک بهانه ای هم در می آورند، تا صدای اعتراضات را بخوابانند و بعدش هم بلافاصله به جهت انحراف اذهان یک سرگرمی جهانی درست می کنند تا آب ها از آسیاب بیفتد. اما این وسط صدا و سیما چرا دم به تله می دهد؟ یقین نداریم و نمی دانیم. ولی بدون شک این سازمان هم از مشکلات داخلی بی نصیب نیست. کشوری که انقلاب می شود و همه چیز متحول می شود، در آن شلوغی ها نمی شود همه چیز را کنترل کرد و صدا و سیما نیز همان طور که قبلا اشاره شد، جزوی از همین انقلاب بود. در این مورد همین حد سربسته کافی است. ضمناً مشکلات درون سازمانی، فرهنگی و ... را نیز نمی توان نادیده گرفت و این ها باعث می شود، در مواجهه با شرایطی این چنین که دشمن ها دائم تله می گذارند و توی بی تجربه را می خواهند، به دام بندازند طبیعی است که نتوانی آن طور که می خواهی جلو بروی. اولین تله را که می بینی، گام بلند بر می داری تا از رویش بپری، اما فرود که می آیی، می بینی دقیقا افتادی توی یک تله دیگر. و این دقیقا داستان این روز هاست. صدا و سیمایی که به واسطه شناخت بیشترش از دشمن، می خواهد دم به تله دشمن ندهد و اخباری از اغتشاشات آن طور که دشمن شاد باشد را مخابره نکند، مورد هجوم مردم داخلی قرار می گیرد و بهانه جدید دست دشمنان می افتد که خب، صدا و سیما مغضوب مردم داخل کشورش هم هست، پس تحریم! البته این هایی که گفتم به معنای اشتباه بودن اعتراضات مردم به این سازمان نیست، ولی باید همواره این را در نظر گرفت که هر کار، چه کسی را خوشحال و منتفع می کند و در مقابل چه کسی را ناراحت و متضرر. در نهایت این که صدا و سیمای ملی، اگرچه مورد اعتراضات داخلی هم قرار گرفت، ولی به دادگاه داخلی نرفت و یک غریبه برای آن تصمیم گرفت. و این پروسه که ایستگاه های پایانی اش، محکوم شدن این سازمان در محضر اجنبی بود، خیلی زودتر از این ها آغاز شد. روزهایی که بی بهانه، صدا و سیما مورد حمله قرار گرفت و بدون انصاف، تخصص و در نظر گرفتن همه جوانب نقد شد. اگرچه خود صدا و سیما هم باب انتقادهای این چنین را باز کرد و هنوز هم به نظر می آید سرش به سنگ نخورده است. 


۰ نظر ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۴
محمد حسن شهبازی