پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

عده ای در بعضی کارها ناخودآگاه و بدون این که آموزشی ببینند، موفق عمل می کنند. این افراد اگر آموزش همان حوزه استعدادشان را ببینند می بینند در اکثر موارد مطابق با اصول حرکت کرده اند و مابقی مواردی را هم که از چشمشان مغفول مانده اصلاح می کنند و به حد اعلی نزدیک می شوند. از سمت مقابل هم البته می شود نگاه کرد که اصول را از بررسی رفتار همین افراد موفق استخراج کرده اند و با مشاهده و بررسی یک جامعه آماری گسترده پرتکرارترین عوامل را مشخص و به عنوان اصول معرفی کرده اند.
حالا حرفم سر شبکه های اجتماعی است. فعلا برایمان مهم نیست که چه انگیزه ای پشت فعالیت در آن هاست، بلکه مهم این است موارد ذیل را قبل از ورود بدانیم:
 برای چه می رویم؛ به کجا می رویم و با چه کسانی در تعاملیم.
مورد اول که می شود همان هدف. اگر می رویم به قصد خوش گذرانی لااقل در هنگام استفاده از آن بدانیم هدف خوش گذرانی است و مثلا هدف کسب یک سری اطلاعات خاص نیست. پس لزومی هم ندارد که خیلی مراقب رفتار بود و به اصطلاح چراغ خاموش حرکت کرد. یا شاید هدف فعالیت حرفه ای و نشر یک سری اطلاعات تخصصی باشد. این جا باید در نظر گرفت که انتشار مطالب نامرتبط هیچ کمکی به سیر فعالیت ما نخواهد کرد و شاید باعث کندی و یا حتی پسرفت نیز بشود.
مورد بعدی شناخت آن شبکه اجتماعی است. هر کدام محیط خود و فضای خاص خود را دارد. فارغ از این که جامعه مخاطبین و اکثریت آن ها معمولا یک محیط غالب برای آن درست می کنند، باید شناخت که آن شبکه چه حال و هوایی دارد. حتی اگر قصدمان این باشد با دیدگاه و نگرش خودمان در آن جا فعالیت کنیم لازم است آن محیط را بشناسیم. نشناختن محیط همان و گم شدن در آن همان! پس هر کدام با یک رویکرد و با ایدئولوژی خاص خود ارتباطات را برقرار کرده اند. توییتر به یک نحو، اینستاگرام نیز به نحوی دیگر و هر کدام با ویژگی های خود. به طور مثال همین توییتر مدتی به طور فزاینده ای تبدیل به لانه عده ای خاص شده بود. اکثرا با هویت غیرواقعی و بسیار بی پرده تر از سایر شبکه ها صحبت می کردند. شبکه ای که اگرچه امکان انتشار تصویر و فیلم را دارد، اما بیشتر بر پایه متن است و آن هم متن کوتاه(با محدودیت اعمال شده توسط خود توییتر). بیشتر هم افراد با ژست اپوزیسیون افراطی که از ریشه با همه چیز مخالفند در آن جا حضور دارند و تقریبا قید و بند خاصی هم ندارند. هر چه دلشان بخواهد می گویند و اکثرا هم فضای شکست خورده دارند و توییتر را مانند یک غار که به آن پناه آورده اند می بینند. 
و اما مورد سوم هم مخاطب است. پس از کسب آگاهی و شناخت محیط ، شناخت مخاطبین گام مهم دیگری است که باید صورت بپذیرد. باز هم بسته به اینکه هدف چیست و محیط چگونه است، مخاطب بر روی نوع فعالیت اثر خواهد گذاشت. نگاه از بالا به محیط و درک نیاز مخاطب و شناخت روحیات او به بهبود فعالیت،بهبود اثرگذاری و تسهیل رابطه متقابل کمک خواهد کرد.
پ.ن: اگرچه این مطالب به نظر خیلی ها بدیهی و ساده باشد، اما حاصل ساعت ها فعالیت عملی و تفکر و بررسی است. تا حد زیادی هم صحت آن ها برای شخص بنده ثابت شده و از وارسی وسیع در سطح ابزارهای رسانه موجود داخلی و خارجی به نظر می آید رعایت همین نکات ساده در رسیدن به نتیجه تاثیرگذار خواهد بود. البته موارد ریز و درشت دیگری هم هست که در صورت اضافه شدن به متن بالا، آن را کامل تر خواهد کرد.
۱ نظر ۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۱
محمد حسن شهبازی

نمیدونم نکته جالب این که یه نفر یه فیلم 7،8 ثانیه از پخش یه موسیقی تو ماشین که نه هنرمندانه س و نه چیز خاصی داره بگیره و بفرسته و اینستاگرام برای من نوتیفیکیشن(اعلان) بفرسته بگه اولین story فلانی رو ببین، کجاست!

۰ نظر ۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۵
محمد حسن شهبازی
یادم نمی آید چه طور، اما با یک مقاله ی غیر فارسی در یک سایت خارجی با این موضوع مواجه شدم که چگونه مثل جوان ها و نوجوان ها در فضای اینستاگرام فعالیت کنیم. عنوان دقیقش یادم نیست اما با همین مضمون بود و به شیوه های کسب لایک و کامنت به سبک نوجوانان پرداخته بود. برایم جالب شد و کلش را خواندم. ابتدا که توصیف کرده بود و گفته بود اصلا سبک تعامل جوان ها و نوجوان ها با شبکه های اجتماعی بالکل با افراد مسن تر و بیزینس من ها و... متفاوت است. آن ها به نحوی اقتصاد لایک و کامنت را در شبکه ها دنبال می کنند و بعد از آن شیوه را توصیف کرده بود. کاری ندارم که چه روشی را معرفی کرده بود، فقط در همین حد بدانید که افراد حاضر در شبکه، بدون این که همدیگر را بشناسند از طریق حساب کاربری یک شخص معروف همدیگر را پیدا می کنند و با یک تعهد نانوشته پست های همدیگر را لایک می کنند و یک کامنت خاص می گذارند و همین طور آمارشان را بالا می برند. و این طور احتمالا سودای سلبریتی شدن در سر دارند و هر لحظه خود را به آن نزدیک تر می بینند. اگرچه شاید دنیای آینده با شیوه های ارزش گذاریش این موجودات را از این هم ارزشمندتر جلوه بدهند اما فطرت و انسانیت انسان که نابود شدنی نیست، روزی بالاخره به خود می آید و می بیند چه جفایی که در حق خود نکرده. و اگر چه تلخ است، اما هر روز که انسان مسیر بازگشت به خود را آغاز کند پیروز شده است...

پ.ن: اما غرض از نوشتن این مطلب آن بود که تا به حال به فکر اصلاح شیوه تعامل افراد با شبکه های اجتماعی بودم، اما این مطلب را که دیدم فهمیدم خانه از پای بست ویران است... برای اصلاح گویا باید اول شبکه اجتماعی را بکوبیم!
۲ نظر ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۸
محمد حسن شهبازی
پیشاپیش از شوری متن عذرخواهی می کنم؛ خودتان کمی تعدیلش کنید!
خدمتی که شبکه های اجتماعی به قشر بی سر و پا کرد، مثال زدنی است. تقریبا هر فاکتوری که برای غنای یک فرد در نظر می گیریم و به واسطه تحقق آن ها آن فرد را ارزشمند می دانیم در این فضا برعکس است و اگر آن ها را نداشته باشی و به حد اعلی برعکس آن ها باشی پر ارزش تری. اگر در شبکه های اجتماعی متواضع باشی باختی؛ اگر با حیا باشی زمین خورده ای؛ اگر دنبال معرفت و مفاهیم عالیه باشی باید مگس بپرانی. اگر به این درک رسیده باشی که منیت چیز مذمومی است و خود را همیشه پایین تر از دیگران بدانی، پس کمتر به خودت خواهی پرداخت. کمتر از خودت عکس خواهی گذاشت و کمتر لایک می خوری! و آن هایی که برخلاف رویه تو هر جهنم دره ای(مثلا یک رستورانی که خیلی باکلاس است!) می روند یک عکس اینستاگرامی می گیرند و سریع تر از اینکه لقمه دهنشان از گلو پایین برد منتشر می کنند، بسیار معروف تر و محبوب ترند. اگرچه خود تو هم بارها همان رستوران ها را و شاید خیلی بهتر از آن ها را به هر دلیلی رفته باشی و نخواهی کسی بداند! یک طور هایی اصلا تلاش می کنی کسی نفهمد! در فضایی دیگر نیز بررسی کنیم. هر چه در این فضاها بی مایه تر و خام تر و ناپخته تر صحبت کنی و مدل حرف زدنت کف خیابانی تر باشد، بیشتر جذبت می شوند و افراد بیشتری از حرف زدنت غش و ضعف می کنند. یک زمانی که وضع خیلی فاجعه تر از الان بود. افرادی را که روزی 100 بار می دیدی؛ در اینستاگرام 200 بار باید زیارت می کردی و وقتی اوضاع بغرنج می شد که عکس هایشان زمین تا آسمان با آن چه هستند فرق داشت و تو که می دانستی طرف از نزدیک چه فاجعه ای است از پشت نمایشگرهای Full-HD؛ 16 میلیون رنگ چه طور خودنمایی می کند! بعضی شبکه ها هم برای باکلاس بودنش باید بوگندو باشی. یعنی دهنت باید نجس باشد و هی با فحاشی در و گوهر بیرون پرتاب کنی! حال بروی صفحه افرادی که سرشان به تنشان می ارزد را ببینی می بینی به زور چند نفری می پلکند و آن ها هم همان قشر فرهیخته و یا نزدیک به آن هستند و فارغ از هیاهوی این شبکه ها مشغول تضارب آرا و کسب معرفتند!
تا دلتان بخواهد هم مثال برایش وجود دارد. مثال از پر و بالی که این شبکه ها به آن افراد می دهند. می گویید چه؟ برایتان می گویم. احتمالا با verify شدن حساب در شبکه های اجتماعی آشنا هستید. افراد شناخته شده و چهره های هنری و سیاسی که در آن شبکه ها حساب دارند با تایید هویت و اعلام رسمی که این حساب متعلق به خود آن هاست یک تیک آبی دریافت می کنند تا مردم بدانند که این چهره پشت حساب آیا خود فرد است یا خیر و اینکه پس فردا حرفی زد باید به آن اعتماد کنیم یا نه! مثلا حساب آیت الله هاشمی که توییت معروف دنیای آینده و گفتمان و نه به موشک ها را منتشر کرد Verified است و متعلق به خود ایشان است. اگرچه در آن روز ها کلی تکذیبیه منتشر شد اما اکنون به صورت رسمی هر چه در آن حساب منتشر شود، مستند است و منسوب به ایشان! حال در میان این حساب های verify شده فکر می کنید چه کسان دیگری وجود دارند؟
وحید آنلاین یکی از آن هاست! حسابی که توییتر آن را رسما تایید کرده! حالا وحید آنلاین کیست؟ یک جوان به ظاهر بیکار اما در باطن اتفاقا بسیار کارمند به نظر می آید. صاحب کارش چه کسی است خدا می داند... اما یک حسابی دارد که صبح تا شب مزخرفات منتشر می کند. به گفته یگانه منبع معتبر جهان، ویکیپدیای منصف بی طرف، در پی وقایع فتنه 88، فیلم منتشر می کرده و بعدها مخفیانه توییت می کرده و سپس با یک قاچاقچی به ترکیه می رود و اکنون در مهد آزادی، ایالات متحده در توییتر درفشانی می کند. اساسا او یک فرهیخته است که توییتر هم حسابش را رسما تایید کرده! یعنی او خود وحید آنلاین است و در حساب کاربریش هر چه منتشر شود خود وحید منشتر کرده و خیالتان می تواند راحت باشد. این تضمین هست که احیانا کسی نمی تواند فریبتان بدهد و به جای وحید آنلاین توییت تقلبی منتشر کند و وجهه این منبع مطمئن و فرهیخته را خراب کند...
عده ای خیلی باید قدردان این شبکه های اجتماعی باشند که از هیچ چیزشان همه چیز ساخته است...

پ.ن1: شاید الان عده ای این انتقاد ها را نسبت بدهند به زاویه ای که بنده با اعتقادات(!) این بنده خدا داشته باشم، اما حقیقتا این طور نیست! وحید آنلاین فقط یه مثال است...
پ.ن2: فارغ از تمام این ها، آیا ایالات متحده برای همه آزاد است؟ ای کاش وقت و انرژی داشتم و بررسی می کردم فضا برای یک منتقد هولوکاست در آن جا چگونه خواهد بود؟
۳ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۰:۴۹
محمد حسن شهبازی