پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـــــر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خــویش برون آید و کاری بکند

حافظ

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سال نو» ثبت شده است

قبل از هر چیز سال نو مبارک!


مثل پارسال آخرین ساعات سال را در خانه مادربزرگ دور هم جمع بودیم و مثل پارسال پدربزرگ نبود، با این تفاوت که سال گذشته اگرچه در جمع ما نبود ولی هنوز جسمش در این دنیای فانی نفس می کشید. امسال اولین سالی بود که روح پدربزرگ آزادانه و رها از زندان تن می توانست در کنار ما باشد. به رسم گذشته،‌ قبل از سال تحویل قرآن را باز کردم و یک صفحه را خواندم و بعد از سال تحویل هم دوباره با قرآن شروع کردم و صفحه ای دیگر. در شلوغی لحظه تحویل سال و میان توپ در کردن های دولتی و شخصی و ترکاندن اقلام باقیمانده چهارشنبه سوزی و روبوسی های سال نو،‌ فرصت نشد آن گونه که باید صفحه مورد نظر را بخوانم. نشانه را گذاشتم و قرآن را بستم و چند دقیقه بعد که آمدم بخوانم، خیال کردم صفحه گم شده. کمی غمگین شدم. چون اوایل صفحه را خوانده بودم سعی کردم صفحه به صفحه جلو بروم و پیدایش کنم ولی به اشتباه به صفحه دیگری مشکوک شدم و یادداشتش کردم. حتی یک بار دیگر هم صفحه ای جدید باز کردم و بعد از همه این ها یادم آمد که نشانه گذاشته بودم و خلاصه این طور شد که رزق سال جدید 3 صفحه باشد. امشب این صفحات را خواندم و در آخرین بخش،‌ صفحاتی از سوره اعراف بود. داستان مقابله موسی(ع) با فرعون و آن ماجرای عجیب اژدها و ایمان ساحران دربار بود و چه قدر عجیب بود. در یکی از روزهایی که از منزل به سمت دانشگاه می رفتم سوار ماشینی شدم و راننده شاید نمونه کوچک استیون هاوکینگ بود. معتقد بود در روزگار کنونی که علم آن قدر پیشرفت کرده، دیگر نیازی به دین نیست و چند سال دیگر همه ساکنان فعلی زمین بر روی مریخ زندگی خواهند کرد و آن جا دیگر محل استفاده از نسخه های 1400 سال پیش نیست. از قرآن یکی دو تا ایراد هم گرفت. مثلا می گفت قرآن گفته که زمین ثابت است و خورشید دور آن می گردد و حتی آدرس و آیه هم داد.[بماند که بعدا مراجعه کردم آیه ای که می گفت اصلا وجود نداشت]. یا می گفت معجزه موسی(ع) چیز خاصی نبوده و واکنش دو سه ماده شیمیایی بوده که امروزه در حد آزمایش کلاس های شیمی دانش آموزان کم سن و سال است. سرتان را درد نیاورم،‌ آن بخشی از سوره اعراف را که می خواندم داستان همین مواجهه موسی با جادوگران بود و آن چه که پس از آن رخ می دهد و مجازات فرعون و توصیف قرآن از مکالمه ساحران با فرعون. توصیه می کنم حتما این سوره را با تأمل بخوانید و اگر نشد لااقل ترجمه را به تنهایی بخوانید. 


پ.ن: ممنون می شوم اگر فاتحه ای برای پدربزرگم بخوانید. امروز اولین سالگرد عروج مرحوم حاج علی ضرابی است.

۱ نظر ۰۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۳۱
محمد حسن شهبازی
برای کره خاکی چه فرقی می کند که یک نقطه اش پس از یک سال برگشته سر جای اولش؟ 
همه ی این ها بر می گردد به برداشت انسان از این واقعه؛ می تواند به لحظه ای بزرگ و سرنوشت ساز تبدیل شود، می توان هم ساده و بی تفاوت از کنار آن گذشت. که هر دوی این ها در بین اطرافیانم دیده ام. 
در هر صورت سال نو را به هر کس که الان مشغول خواندن این متن است، تبریک عرض می کنم و دعا می کنم برای همه سالی پربرکت باشد و 96 بستری برای اتفاق هایی که سال‌هاست بشر منتظر وقوع آن هاست، باشد. 
کاری که امسال کردم، چیزی بود که سال های گذشته آرزوی انجام آن را داشتم و به دلایل مختلفی از جمله بی توجهی، تنبلی و ... انجام نشد. از یادداشت های کل سال که داشتم، وقایع مهم را لیست کردم و برای هر کدام خلاصه چند خطی نوشتم. نهایتا 4 صفحه کل رویدادهای سال را مرور کردم و از دلشان نتیجه ای به دست آمد. پس از آن برنامه ی کلی ای هم برای سال جدید تعیین کردم_که در حال تکمیل است_ تا ان شاء الله به شرط حیات، در سال 97 وقتی به گذشته نگاه می کنم، بتوان با نگاه به معیار اولیه اندازه گیری منطقی ای انجام داد. پیشنهاد هم می‌کنم شما که این متن را می خوانید این کار را انجام دهید. اگرچه شاید کمی سخت و حوصله سر بر و گنگ باشد، اما بعد از کمی کلنجار رفتن با آن، ابهام کمتر می شود و می‌توان روشن تر به قضیه نگاه کرد. 
در پایان امیدوارم نوروز واقعی که همان روز فرج است، زودتر محقق شود، ان شاءالله...

۱ نظر ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۱۰
محمد حسن شهبازی