پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـــــر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خــویش برون آید و کاری بکند

حافظ

آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

برای مخالفان و دشمنان نه، که برای منِ به اصطلاح حزب اللهی و علاقمند به رهبر که از کرامات ایشان کم نشنیده‌ام هم هنوز غافلگیر کننده است وقتی روایت منتشر شده از سفر آیت الله خامنه ای به سیستان و بلوچستان را در کتاب «داستان سیستان» می‌خوانم. و وقتی هر چند صفحه یکبار از موضوعی که این روزها شاید از بین مسئولین فقط ویژگی رهبر باشد، به وجد می‌آیم دوست دارم صدها کتاب بخرم و هدیه کنم به کسانی که شناختشان از رهبر نه حداقلی بلکه بالکل غلط است. شک ندارم اطلاعاتشان از رونالدو و خانواده‌اش بیشتر از چنین شخصیتی است. اما افسوس که به این سادگی نبست، ولی حتما تلاش می‌کنم این امر رخ دهد، ان شاءالله.
۲ نظر ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۶
محمد حسن شهبازی
تحفیف 50 درصد کلیدواژه تله است. هر جا دیدید کالایی را با 50درصد تخفیف می فروشند، اگر این تخفیف دلیل تمایل شما برای خرید شد، خودتان 99 دلیل بتراشید تا آن کالا را نخرید. حتی اگر نشود این قضیه را به همه کالاها تعمیم داد، اما با قدرت می توانم بگویم درباره کتاب صادق است. احتمالا شما هم با غرفه های تخفیف 50 درصدی کتاب در مترو و یا پارک ها روبرو شده اید. 2 مورد خرید از این غرفه ها را که به خاطر دارم، 2 مورد از بدترین کتاب هایی است که خواندم. نمی دانم خود کتاب چقدر ارزشمند بوده، اما به واسطه ترجمه کتاب نه تنها به موضوع علاقمند نشده ام، بلکه گاهاً حس تنفر از آن کتاب نیز به سراغم آمده و حرمت نگه داشته ام که به واسطه وقتی که از من تلف شده چیزی نگفتم. اولین کتاب «کوری» اثر ژوزه ساراماگو و دومی «قمارباز» داستایوفسکی بود. هر دو کتاب جان بر لبم آوردند تا به پایان برسند. یکی از این دو را که اتفاقا مترجمش ادیب بسیار شناخته شده ای است (اگر آن چه روی جلد آمده راست باشد و واقعا فرد مذکور ترجمه کرده باشد) بالکل نفهمیدم نویسنده از کتابت آن چه منظوری داشته. مخلص کلام این که سعی کنید خریدتان را از همین فروشگاه های سطح شهر و یا رویدادهایی مانند نمایشگاه(فروشگاه) کتاب تهیه کنید و گول 50 درصد را نخورید. 
۰ نظر ۱۰ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۷
محمد حسن شهبازی
متنی که در ادامه می خوانید بریده ای از کتاب «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست» از بنیاد چمران است:

این پیروزی بزرگ نتیجه قطعی یک همکاری و هماهنگی نزدیک بین نیروهای ارتشی و مردم (سپاه و نیروهای چریک) بود. هیچ یک به تنهایی قادر نبود که چنین موفقیتی را تامین کند. ارتش بدون نیروهای مردمی، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت، به خصوص آن که نیروهایش کمتر از دشمن بود، و نیروهای مردمی نیز بدون پشتیبانی ارتش، و وجود توپخانه و هیبت تانک های ارتش در پشت، هیچ کاری نمی توانستند انجام دهند، و بدون نتیجه متلاشی می شدند. این وحدت بین ارتش و مردم، کارآیی هر یک را چندین برابر می کرد، و نتیجه ای جدید را در جنگ های کلاسیک و چریکی به دنیا ارائه می داد.
پیروزی سوسنگرد، درسی عبرت آموز برای ملت ما و شکستی تعیین کننده برای دشمن بود. 
۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۱
محمد حسن شهبازی