پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهـــر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند

حافظ

بایگانی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب

25 :: خنده تلخ من...

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۳۲ ق.ظ

از اینستاگرام سید رضا میرقاسمی، دبیر دوران دبیرستان و مطلقا بدون شرح:

مراسم هفته ی شهدای دبیرستان مفید

یازده اسفند نود وچهار
مجری (حسین حق پناه عزیز) از دکتر امیری مقدم ( پدر سعید شهید ) می پرسد که سعید چندبار به جبهه رفت؟
دکتر با همان لحن زنده وشوخ طبع خود می گوید : بعد از سیزده بار که عدد نحسی است شهید شد!
بچه ها می خندند و دکتر از فرصت استفاده می کند و با دستمال اشک چشمانش را خشک می کند.


نظرات  (۱)

شرح در اشک در چشم بود بیشتر...حتی درد در سینه!
پاسخ:
والدین شهدا ،مصداق شایسته این بیت حافظ:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی