پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

خون پیروز شد.

جمعه, ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۵ ق.ظ
امشب، در ساعات آغازین 20 رمضان المبارک و 27 تیرماه 93 "فتح خون" به پایان رسید. 
تا همینجا چند قسمت از آن بخش هایی که خواندم و مناسب و شایسته به اشتراک گذاری با غیر دیدم را منتظر کرده ام. کلیدواژه "فتح خون" مسیر خوبی برای پیدا کردن آن هاست. و البته در بخش موضوعی "نمایشگاه کتاب(موج وبلاگی "تا آخر پاییز")" هم دربردارنده آن بخش هاست. هر چند کتابهایی دیگری هم در آن پیدا می شود. 
بله؛ "فتح خون" تمام شد و حال کتاب دیگری که در صف ایستاده بود ، جلو می آید. پرونده فتح خون را موقتا باید بست. چند بدهی می ماند که نمی دانم منتشر کنم یا نه. در طول مطالعه هر جا که خوب بود، علامتی گذاشتم و حالا که تمام شده و کتاب را ببندیم، مشخص است. حدودا 20 صفحه است. مسلما جالب نیست که آن بیست صفحه همه اش منتقل شود. بخشی اش را خوانده اید و بخشی را هم نه. و اگر بخواهید حتی همان قید شده ها را هم درک کنید، باید بروید کتاب را بگیرید و کامل بخوانید. آن وقت است که عمق واقعی جملات را درک خواهید کرد. و شاید خوبی این قسمت های کوتاه مندرج با کلیدواژه "فتح خون" گلچینی از کتاب برای معرفی به کسی است که در انتخاب کتاب راهنمایی بخواهد. برای دوستی که بخواهد بداند در این کتاب چه خبر است و شما هم می توانید به عنوان یک بروشور از آن برای توصیه به دیگران استفاده کنید.
نظر بنده هم به عنوان یک جوان بیست، بیست و خرده ای ساله این است که بخوانید کتاب را. شاید گاهی(خیلی کم پیش بیاید) نثری سنگین داشته باشد. اما کمی تامل، تفکر و جستجو در ذهن تا حد خیلی زیادی مانع سر راه ذهن را برخواهد داشت. و البته ناگفته هم نماند، خواندن این کتاب در چند سال دیگر، دید و نکات جدیدی را درباره همان موضوع باصطلاح تکراری هدیه خواهد داد. اگر هم احساس کردید بیشتر از کمی ثقیل است، خوب اصلا ایرادی ندارد. با خواندن نثر های ساده و روان که چیز جدید از نظر قدرت فهم عاید آدم نمی شود و بدون داشتن این ریسک تا آخر عمر باید همان نثر های ساده را خواند و خواند و خواند... و محروم از یک عالَم جدید در دنیای کتاب ها.
در ادامه منتظر آخرین گلچین فتح خون باشید...

نظرات  (۴)

خدا قوت.
بعدی ایشالا!
پاسخ:
ایشالا!
فک کنم "زندگی در عیش، مردن در خوشی" باشه...
سلام
یک سوال فنی:
"بدانیم که"به نظرم خیلی بخش جالب و مفیدی ست،می تونم بپرسم چجوری اضافه اش کردین؟
پاسخ:
سلام
یه سری دستکاری توی کدهای html قالب.
از یک باکس که با تگ های div مشخص شدن کپی بگیرید.  محتویات اضافیشو حذف کنید. ویرایش های مورد نظرتونو انجام بدید و سر جای مناسبش قرار بدید. اگر عین کد رو می خواید و راهنمایی بیشتر بفرمایید تا بگم. 
ممنون میشم اگه عین کد رو لطف کنید و بگید تو کدوم قسمت کد ها قرار بدم.
و اینکه خب نوشته توشو چطوری میشه نوشت؟در همون ویرایش قالب و روی خود کد؟
پاسخ:
    <div class="mod_both">
                        <div class="title">بدانیم که:</div>
                        <div class="cnt">  
                            <ul class="cats">
                                <b>امروز کتابخوانى و علم‌آموزى نه تنها یک وظیفه‌ى ملى، که یک واجب دینى است.</b>
                            </ul>
                        </div>
                    </div>

این کدش هست
جاش رو باید از نظر ظاهری انتخاب کنید و با توجه به نشونه هایی که داره، مثلا اسم باکس که عینا توی کد میاد اونجارو پیدا کنید و تو جای مناسب این رو جایگذاری کنید.
در کل هر جعبه ای که می بینید متشکل از تگ div هست. یعنی با یک <div> شروع میشه و با یک <div/> هم تموم میشه. شما میتونید کد بالا رو ویرایش کنید و جای مورد نظرتون قرار بدید. کمی سر و کله زدن با کد ها ایشالا به نتیجه میرسونتتون. اگر نشد، خبر بدید. بیشتر بشکافیم موضوعو.
ممنونم،با توضیح دقیقتان بالاخره موفق شدیم!
انشاالله که موفق باشید...
پاسخ:
خداروشکر. دیگه اگه کم و کاستی داشت ببخشید.
به هم چنین...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی