پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کامپیوتر» ثبت شده است

چند روز منتهی به لحظه انتشار این نوشته پرفشار و سنگین گذشت. شدیداً مشغول سرور و سرور بازی بودم. بار آموزشی، علمی و فنی ای که این چند روز داشت را کم در زندگی تجربه کرده ام. از تست های مکرر تا جمع آوری ریخت و پاش های آن و کشتی گرفتن با مسائل امنیتی و تلاش برای رعایت آن ها. امتحان کردن تعداد زیادی کرک، گند خوردن به رجیستری ویندوز، که یکی از تبعاتش دراز شدن عرض آیکون های دسکتاپ باشد و رفتارهای عجیب در پردازش های گرافیکی سیستم از جمله چالش های این چند روزه بود. عرض آیکون ها که با درازتر شدن از حالت عادی، رسما به طول آن ها تبدیل شده بود را با دستکاری رجیستری به حالت عادی برگرداندم، اما چند آیکون بلوری شده کنار ساعت ویندوز را نمی دانم کجای دلم بگذارم. کاش نبودند و لااقل توی دلم فکر می کردم هیچ اتفاقی نیفتاده، اما حالا که هی چشمم به آن ها می خورد با خودم می گویم یک اتفاقی افتاده و باید پیدا و درستش کنم. و در این بلبشو بازار چه طور می شود اصلا پیدایش کرد که بعد بخواهم درستش کنم. اصلا این حس بدی که یک بکدور در سیستم وجود دارد و من شده ام محل عبور و مرور دزدان نیمه شب و عملا Zombie شده ام، روحم را آزار می دهد. یکی از برنامه ها هم وقتی اجرا می شود، فقط 40 درصد تصویر را میگیرد و هر کار که می کنم به خواسته هایم گوش نمی دهد. حوصله پاکسازی از ابتدا و ... را هم ندارم. هر چند، انسان بنده عادت است. این حال بد هم روزی می شود مثل خیلی از حس های دیگری که ابتدا به سختی تحملشان می کردم، اما مدتی بعد، چنان با آن ها خو گرفتم که گاهی از نبودشان دلتنگی بر سرم هوار می شد. 

این ها را نوشتم که یادم بماند دهه اول فروردین 99 به واسطه قرنطینه خانگی ناشی از ویروس کرونا، کارهایی کردم که شاید هیچ وقت در زندگی سمتش نمی رفتم. نمی دانم آینده چه خواهد شد، ولی کرونا کنار این همه تلفات و غم و اندوهی که بر انسان ها تحمیل کرد، این فرصت ها را هم به خیلی های مان هدیه داد. کرونا به خیلی از قلدرهایی هم که توپ تکان شان نمی داد چنان سیلی ای زده که هنوز دارند دور خودشان می چرخند. درد سیلی را تازه وقتی می توانند بفهمند که چرخ چرخ خوردنشان تمام شود...

۰ نظر ۰۹ فروردين ۹۹ ، ۱۹:۱۳
محمد حسن شهبازی
یکی از همین وسیله هایی که الان روبروی شماست و با آن در حال دیدن blackagent.blog.ir هستید، طبق یک محاسبه میدانی در هر ثانیه حدودا 22537 بار محاسبات ریاضی انجام می دهد!
شما چند تا انجام می دهید؟
و تا کی ادامه می دهید و کی خسته می شوید؟
محاسبه

۴ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۶:۳۱
محمد حسن شهبازی
افقهای روشنی در مقابل شما جوانان قرار دارد، این کشور و انقلاب با دست پرتوان شما آینده‌ای امیدبخش در پیشِ‌رو خواهد داشت؛ بر تلاشهای خود بیفزایید و برای رسیدن به قلّه‌های پیشرفت و تعالی از همدیگر سبقت بگیرید.

مقام معظم رهبری ؛ ‍‍پیام شفاهی به تشکل های دانشجویی انقلابی؛ ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۲

بله؛ لابد می پرسید که چه؛ اما باید بدانید که بنده پس از چندین هفته و شاید هم حتی چندین ماه قله ای را فتح کردم که یقینا از آن دسته قله هایی خواهد شد که فراموش نخواهم کرد.
البته این ها قله های شخصیست. اما ارزشمند. حالا برای رفع هاله های ابهام بگوییم که آن قله چیست. (اهالی کامپیوتر قول بدهند که نخندند)
بله. پس از ماه ها تلاش مداوم بالاخره موفق شدیم که یک نسخه اوبنتو و ویندوز را به صورت موفق که هر دو بوت بشوند در کنار هم با صلح و صفا بنشانیم و کسی هم نق نزند!
مدتها درگیر بوت نشدن ویندوز و خطای invalid signature هنگام بوت ویندوز بودیم که بحمدالله با برنامه boot repair مشکل مرتفع شد!
دوستانی که احیانا مبتلابه همین مشکل هستند می توانند از دو کد زیر در ترمینال استفاده کنند!


sudo add-apt-repository ppa:yannubuntu/boot-repair && sudo apt-get update


sudo apt-get install -y boot-repair && (boot-repair &)

دستور ها را جداگانه وارد کنید. اگر در مرحله اول مشکل حل نشد ناامید نشوید. دوباره امتحان کنید. بشخصه در مرحله دوم نتیجه گرفتم.
این بود داستان فتح قله ما. پیش از این بارها به مسئول سایت دانشکده مراجعه کرده بودم و بخاری از آن جانب بلند نشده بود.(ولی از همکاریشان حقیقتا کمال تشکر را دارم ) بارها هم دستور بروزرسانی Sudo update-grub‌ را هم امتحان کرده بودم ولی نتیجه ای حاصل نشده بود. خلاصه برای کسانی که در به در دنبال یک راه حل تضمینی هستند این راه را پیشنهاد می کنم.
در انتها تشکر از سایت اصلی اوبونتو و پس از آن سایت اوبونتو.آی آر که از طریق آن به راه حل نهایی هدایت شدم. و در انتها که همان ابتدا باید می گفتیم "خداروشکر".
اوبونتو
پ.ن: چرا این همه ذوق؟ زیرا الان از طریق اوبونتو این مطلب را گذاشتم. اوبونتویی که حرف پ آن روی M جا خوش کرده. اوبونتویی که نمیدانم ویرگولش کجاست... (دقت کنید هیچ جای مطلب ویرگولی مشاهده نمی شود. شاید احیانا ناخوانایی مطلب به این دلیل باشد.) محسن چاووشی گوشان بر روی ذخیره و انتشار کلیک خواهیم کرد...
این بود ماجرای فتح قله ما و سبقتی که گرفتیم...
والسلام

۰ نظر ۰۵ اسفند ۹۲ ، ۱۷:۱۶
محمد حسن شهبازی