پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ویرگول» ثبت شده است

نمی دانم ویرگول را دقیقا چه بنامم. سرویس وبلاگ نویسی؟ یا چیزی پیچیده تر که از ترکیب شبکه های اجتماعی بر پایه stream و وبلاگ به وجود آمده. اساساً از آن جایی که تخصصی هم در این زمینه ندارم، اصلا قصد ندارم پا در کفش اساتید رسانه که اتفاقا اینجا را خواهند دید بکنم. ولی به قدر عقل ناقصم تجربه کوچکم از ویرگول را خواهم نوشت.

دو مطلب در ویرگول منتشر کردم، یکی با موضوع «بیت کوین» و دیگری هم درباره بهره هایی که می شود از جنجال نماینده هتاک مجلس برد. بنده نه فرد شناخته شده ای هستم، و نه حضورم را در ویرگول به اطلاع فرد خاصی رساندم. اما تبلیغات خود ویرگول و جذب خواننده های متعدد باعث شد این دو مطلب نسبت به وضعیت اولیه و شروع از صفر، تا حد خوبی دیده شود. قرار گرفتن تمام مطالب در stream صفحه اصلی ویرگول، باعث می شود حداقل مطلب به چشم عده ای بیاید. بسته به میزان جذابیت موضوع و انتخاب تیتر، این تعداد بیشتر خواهند شد.
این یک برای امتیاز ویرگول است. علاوه بر دیده شدن مطالب،‌ نگارش آن ها هم بسیار ساده است و دیگر از محیط پیچیده سرویس های وبلاگ نویسی و کلی دکمه که ممکن است تا مدت ها گیج کننده باشد،‌ خبری نیست. اما یک اشکال ماهوی به ویرگول وارد است. درست همان اشکالی که در هنگام استفاده از شبکه های اجتماعی گاهی مغز انسان را قفل می کند،‌ در مورد ویرگول نیز صادق است. یک استریم شلوغ متنوع که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می شود. اگرچه دسته بندی هایی در بخش بالایی سایت قرار داده شده، اما همین stream اصلی است که ذهن را قلقلک می دهد و ویرگول را ویرگول می کند. یک بازی دو طرفه است که در هر سوی بازی بایستی، هم کمی راضی هستی، هم کمی ناراضی. در استریم از تنوع خوشحالی و حس می کنی همه چیز در چنگت است، اما ناخودآگاه حس می کنی مطالب دارند به سویت حمله ور می شوند و در برابر آن ها احساس شکست می کنی و در بخش های دسته بندی شده،‌ آرامش داری و در میان مطلب مورد علاقه ات گشت می زنی، اما مدام ذهنت قلقلک داده می شود که نکند یک چیز جالب در stream باشد که از دیدم پنهان بماند! ویرگول، توییتر، فیسبوک، اینستاگرام و هر چیز مشابهی از یک باتلاق این چنینی بهره می برند. از فرو رفتن در آن متنفری،‌ ولی گاهی آن قدر قلقلکت می دهند که با سر شیرجه می روی توی آن!
۰ نظر ۲۷ دی ۹۷ ، ۰۰:۲۱
محمد حسن شهبازی