پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هنر انقلاب» ثبت شده است

وقتی عزم کردم که مطلب قبلی درباره ویلایی ها را بنویسم، چند موردی را یادداشت کردم که حتما به آن ها بپردازم. اما وقتی متن را نوشتم و منتشر کردم تقریبا به هیچ کدام از آن ها اشاره نشد. معمولا از خیر این جور حالات می گذرم، اما در این مورد به دلایلی در مطلبی جداگانه موارد فراموش شده را می گویم.

این فیلم همان طور که در بخش قبلی اشاره شد، وضعیت زنان و حضور آن ها در پشت جبهه را نشان می دهد. نقشی که شاید وقتی وقایع جنگ را مرور می کنیم، به ذهن نمی آید و اگر هم بیاید خیلی مبهم و ناملموس است. اما در این فیلم به وسیله ملموس ترین رسانه که فیلم است و ترکیبی از تصویر، تحرک و صدا را با هم به مخاطب منتقل می کند، این ابعاد به نمایش گذاشته می شود. شاید بازگویی این حضور به مذاق عده ای خوش نیاید و بساط «نقش آفرینی های امروزی برای زنان» را به هم بزند!

نکته ی دیگر ناظر به تیتراژ پایانی است. آهنگ نوستالژیک «یاران چه غریبانه» کویتی پور که جزو مجموعه موسیقی های دفاع مقدس است. اصلا نمی خواهم قضاوت کنم و این حرفی را هم که می زنم، باد هوایی تصور کنید، مثل خیلی حرف ها که این روزها زده می شود. نه حرفش حسابی است و نه گوینده اش حسابی. وقتی آدم این فیلم را می بیند و وقتی تصور می کند، بعضی سینماگران امروزی که ممکن است متولی برگزاری جشنواره های به اصطلاح فجر شوند، اگر این فیلم را ببینند و بخواهند داوری اش کنند، از موضوع تا تیتراژش چنان حالشان را بد می کند که می گویند این چه چیزی بود که ما دیدیم؟ آیا اصلا فیلم بود؟ مگر چیزی که تیتراژش را کویتی پور خوانده باشد هم فیلم است؟ 

۰ نظر ۰۳ دی ۹۶ ، ۱۶:۱۴
محمد حسن شهبازی

به صورت یک رهگذر ساده در جشنواره فجر می مانم. کسی که یک دور ساده ای حول آن می زند و می رود. از برنامه های آن هم فقط یک فیلم را آن هم به طور اتفاقی و به اصطلاح یکهویی دیدم. منتقد نیستم، فیلم باز قهار هم نیستم. از بین این فیلم هایی که دیده ام یک حس نسبی ای به این هنر پیدا کرده ام و الان هم در حد همان حس نظرم را می گویم. 
فیلم دیده شده "جشن تولد" بود. از حجم یادداشت های زیاد اخیر درباره جشنواره درباره بعضی فیلم ها پیش زمینه ای دارم و اگر مثل همین فیلم ناگهانی قسمت شود بروم سینما احتمالا غافل گیر نخواهم شد. جشن تولد هم از این قاعده مستثنا نبود و فضای کلی را می دانستم. ان قلت های بزرگی به فیلم دارم از جمله ناگهانی عجیب جنگ در دمشق و بعد از آن ویرانی کامل شهر در زمانی کوتاه و از این دست مسائل. اما یک خداقوت بزرگ هم فیلم دارد که عیب ها را زیر سایه قرار می دهد و آن هم ریسک بالاست. در وضعیت کنونی سینمای کشور و با توجه به شرایط فعلی لوکیشن فیلم باید مدال شجاعت و ریسک پذیری را به عوامل فیلم داد که اولا جرأت کردند تا در این حوزه فیلم بسازند، ثانیا سختی های فیزیکی سوژه را هم به جان خریدند.
بعدها اگر فیلم های به مراتب قوی تر از "جشن تولد" درباره جنگ سوریه، تکفیری ها، دفاع از حرم و حضور ایرانی ها ساخته شود، نقش "جشن تولد" به عنوان اولین فیلم کمرنگ نخواهد شد.
۰ نظر ۱۸ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۳۳
محمد حسن شهبازی