پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهـــر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند

حافظ

آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماشین» ثبت شده است

احتمالا برای خیلی هایمان این پدیده شوم دیگر عادی شده است. این که وقتی یک خودروی امدادی از خط تندرو به سرعت راهش را باز می‌کند و رد می شود، پشت سرش ماشین ها از سر و کول هم بالا می‌روند تا بتوانند در پس آن خودرو یک جایی برای خودشان دست و پا کنند و دقایقی در زندگی گهربارشان پیش بیافتند. واقعا چه فعل و انفعالی در مغز این افراد رخ می‌دهد که در آن لحظه آن قدر حریص و طماع می‌شوند که یک لحظه بالکل وقار و شخصیت انسانی‌شان را زیر پا می‌گذارند؟ مصداق دستمال قرمز و آن بزرگی که عکسش روی شیشه شیرهای نوستالژیک بود.
پ.ن: بارالها نرسد روزی که این‌چنین باشم. 
۰ نظر ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۵
محمد حسن شهبازی
به این ترتیب شاید بتوان گفت که ما در طول تاریخ مدونمان، کمتر فرصت شهرنشینی کردیم! و به معنای دقیق کلمه به شهرنشینی و تمدن شهری(بورژوازی) نرسیدیم. و اگر امروز را می بینید که تازه به ضرب دگنک ماشین داریم به شهرنشینی و اجبارهایش خو می کنیم، چون این خود حرکتی است تند، اما دیر آمده، ناچار نمودی سرطانی دارد. شهرهای ما اکنون در همه جا به رشد یک غده سرطانی می رویند؛ غده ای که اگر ریشه اش به روستا برسد و آن را بپوساند وا ویلاست!

این بخشی که خواندید از کتاب "غربزدگی" جلال آل احمد بود. (بخش نخستین ریشه های بیماری)
و این سوال هم اکنون وارد است که آیا ریشه ی آن غده سرطانی به روستا نرسیده و آن را نپوسانده؟
اگر خیر که الحمدلله و مردانه بکوشیم که نشود.
اگر شده که واویلا؛ راه حلی اتخاذ کنیم که اوضاع بحرانی تر نشود و در مرحله بعدی برآمدن درصدد جبران!
۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۱۱
محمد حسن شهبازی