پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

داده‌ام باز نظـــــر را به تــذروی پــــرواز
بازخواند مگرش نقش و شــکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خــویش برون آید و کاری بکند

حافظ

آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تولید ملی» ثبت شده است

سر سفره باصفای مادربزرگ، سس قرمز هاینز را می‌بینم! این پدیده دیدنش آن‌قدر خارج از قاعده است که مطلب را با آن شروع کردم. حدس زدنش خیلی سخت نیست که از کجا آمده. یکی از اعضای فامیل که ید طولایی در این نوع کارها دارد آن را خریده و حالا این سس قرمز عجیب وصله ای است در سفره مادربزرگ. تابحال نشده و یادم نمی‌آید سس قرمز خارجی خریده باشم، خصوصا در شرایطی که تنوع تولیدات داخلی‌اش آن‌قدر بالاست که اگر هم خارجی در ویترین مغازه باشد، باید یک به چند رقابت کند. از کمیت که بگذریم، در کیفیت هم سرآمد هستند این تولیدات داخلی؛ حالا نگوییم همه‌شان، ولی اکثرا این طور هستند. اما خب حالا که سس بر سر سفره است و پولش را هم من نداده‌ام که خبطی مرتکب شده باشم[که به زعم بنده خرید کالای خارجی خطاست. در این حالت خاص با نکاتی که در بالا اشاره کردم، دو برابر خطاست]. گفتم یک تست بکنم که فردا روز نگویند از روی هوا و متعصبانه قضاوت می‌کند. ظرف همان ظرف، رنگ همان رنگ و مزه همان مزه. شاید بگردید یک برتری بخواهید پیدا کنید، ظرف شفافش است که سس از پشت آن معلوم است! همین و بس.

حالا شما اسم این کار که در شرایط اقتصادی فعلی و با این وضعیت اشتغال، یک نفر بین خیل سس قرمزها بگردد و خارجی‌اش را پیدا کند را چه می‌گذارید؟

پ.ن: خیلی سعی کردم طوری بنویسم تا آن شخص عزیز که سس را خریده اگر روزی این متن را دید، ناراحت نشود. طوری که درد وطن را بیشتر از کنایه متن حس کند.

۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۶
محمد حسن شهبازی
مرکز رشد دانشگاه خواجه نصیر قصد برگزاری جشنواره ای در حوزه ی کسب و کار دارد. این جشنواره که برای اولین بار برگزار می شود، بر این اصل تاکید دارد که برگزارکنندگان آن از افراد درون دانشگاه و دانشجوها باشد. از طرف دیگر یکی از شعارهایی که قصد مانور بر آن را دارد، حمایت از تولید ملی است. 
یکی از مواردی که معمولا در جلسات در مورد آن بحث می شود، پیگیری همین موضوع حمایت از تولید ملی است که بررسی می شود تا کنون چقدر در تبلیغات های جشنواره به این موضوع پرداخته شده است. در طول یکی از همین جلسات قرار شد که یک عکس از جلسه گرفته شود. بحث شد که با گوشی چه کسی عکس را بگیریم و در حین همین بحث تعداد زیادی از افراد حاضر در جلسه تکیه هایی که در مورد گوشی GLX در جامعه رایج هست را تکرار کردند. اگرچه گوشی خود بنده هم اکنون از یک برند غیرایرانی خریداری شده اما مفتخر هستم که برای مدتی از همین گوشی GLX استفاده می کردم. در آن لحظه صرفا سکوت کردم و در دل خود ریشخندی به این جمع خوش خیال کردم. بین خودمان بماند که کمی افسوس هم خوردم. اول از این جهت که این جا هم این روحیه شعاردهی نفوذ کرده و حمایت از تولید ملی در حد حرف باقی مانده؛ دوم هم فارغ از مباحث این جلسه و جشنواره، آیا یک ایرانی این قدر باید از قضیه پرت باشد؟ حمایت که نمی کند هیچ، تمسخر هم بکند؟ بدون شک این ظلم در حق یک هموطن است و آخر سر دودش در چشم خودمان می رود. الحمدلله نمونه های مشابه خارجی هم تا دلمان بخواهد وجود دارد. مثلا شرکت تولید خودرو استرالیایی که ماشین های خارجی را با کیفیت پایین تر صرفا مونتاژ می کند و آخر سر هم لوگوی شرکت را روی آن می زند و با استقبال گسترده استرالیایی ها مواجه می شود! اما این جا بعضی از مردم نه تنها از تولید ملی حمایت نمی کنند، بلکه نیش و کنایه‌شان هم این مهم را نشانه گیری می کند. اشکالی ندارد اما آن روزی تلخ است که این خنجر در پشت خودمان فرو برود. 

۰ نظر ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۴:۲۲
محمد حسن شهبازی