پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

از آن پری که از او یافتی بکن پرواز
هزارساله ره اندر پرت نباشـــد دور
مولوی

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام» ثبت شده است

.:بدون شرح:.

خواب


کاری از فرهنگ نیوز



۱ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۰۵
محمد حسن شهبازی
سالن مطالعه دانشکده ساعت 7 در را می بندد و باید کوچ کنیم برویم جای دیگر. از آنجایی که بنده راحت نیستم بروم جای دیگر و البته چندی دلیل دیگر، ترجیح می دهم برگردم منزل. با توجه به حجم ترافیک در آن ساعات و ساعت اذان و متراژ پیاده روی ای که دارم ، نزدیک های اذان از جلوی مسجد محل رد می شوم. در آن لحظات زمان کند می شود، همه کائنات به من می نگرند، چشم در چشم تمامی اشیاء در مقابل تصمیم گیری بزرگ و سختی قرار می گیرم که آیا بروم مسجد یا نروم؟
کیفم معمولا خیلی سنگین است و راحت ترم که اگر هم قرار است مسجد بروم ، ابتدا کیف را بگذارم خانه و بعد سبکبال بیایم مسجد. اما آن تردید لعنتی دست از سرم بر نمی دارد. اگر نروم عذاب وجدان. و اگر هم بروم شیطان لامذهب فرو می کند توی مخ که تو به زور و اجبار آمدی و کار اجباری هم خالی است از لذت. اما همین طور که از جلوی مسجد رد می شوم، جوانی را می بینم که در راه رفتن ناتوان است و جلوی در ورودی شبستان ایستاده و می خواهد برود داخل. البته سالها پیش جوان بود. وقتی کودک بودم هم توی هیئت ها می دیدمش. اما الان کمی سپید کرده! خلاصه این صحنه را که می بینم یکهو همه افکار بر باد می روند و این بار فکر حاکم این می شود که :
"شرم بر تو"؛ همین! با خودم قرار می گذارم که بروم خانه و اگر شرایط خوب بود برگردم. بحمد الله شرایط خوب بود و وضویی ساختیم و برگشتیم. برای اینکه به نماز برسیم از بین چند مسجد، مسجد نزدیک تر را که مسجد بزرگ محله هم هست را انتخاب کردم. وارد شدم و خیلی بی حاشیه رفتم نشستم در انتظار نماز. شخصی اذان می گفت. عده ای سر صف ها نشسته بودند و تعداد نه چندان کمی هم انتهای مسجد ایستاده بودند. سن بالا ها هم سمت راست مسجد روی نیمکت هایی منتظر بودند. اذان به آخرش رسیده بود که به ذهنم آمد گوشی را در بیاورم و ضبط صدا را روشن کنم. اما خوب آن موقع هم خیلی دیر نبود. ضبط را زدم و گوشی را در دست گرفتم تا صدای فضای کلی ضبط شود. نسبتا گویای شرایط است؛ بشنوید:
 


خیلی وقت بود به مسجد نیامده بودم و این همهمه خیلی توی ذوق می زد. دوست داشتم ، موقع اذان که موذنی خوش صدا هم اذانگو باشد، همه جا ساکت و فضا معنوی و روحانی باشد. این طور نباشد که از شدت همهمه آدم سردرد بگیرد. اگر هم صدایی می آید ، یک فضایی مانند حرم امام رضا(ع)...
جوری که انگار تبدیل به عادت شده؛ حرف زدن قبل نماز و استارت ناگهانی پس از بستن نماز توسط امام جماعت برای اقامه نماز!
خلاصه نماز را خواندیم و آمدیم بیرون؛ و در آرزوی روزی هستیم که مسجد، کانونی باشد ایده آل، مأمنی برای لحظات خستگی و در کل آرامش بخش...
(یکی باید بیاید خودم را جمع کند بعضی وقتها!)
۳ نظر ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۵۲
محمد حسن شهبازی

ابتداءاً حضور آن دسته از افرادی که وسواس هستند و یا گاهی به صورت سینوسی افکار وسوسه انگیز فکرشان را مشغول می کند. (وسواس طهارت بیشتر منظور است)

vasvas
بد نیست این حکم را که مربوط به یکی از مراجع است ببینید:
فردی این گونه پرسیده:

خلاصه مطلب :
زنی هستم به شدت وسواسی، که طهارت در مسائل مذهبی و موارد نجس شده برایم خیلی سخت است. به پزشک هم مراجعه کردم ولی نتیجه نگرفتم.

پاسخ مرجع_ فقط بند های مدنظر آمده:
1. از نظر شرع مقدس، در طهارت و نجاست، اصل بر طهارت اشیاء است. یعنى در هر موردى که کمترین تردیدى در نجس شدن آن براى شما حاصل شد، واجب است حکم به عدم نجاست کنید.
2. کسانى که داراى حساسیت نفسانى شدیدى در مورد نجاست هستند (به این افراد در اصطلاح فقهى وسواسى گفته مى‏شود)، حتى اگر گاهى یقین به نجاست هم پیدا کردند، باید حکم به عدم نجاست کنند، مگر در مواردى که نجس شدن یک شى‏ء را با چشمان خود ببینند، به‌طورى که اگر فرد دیگرى هم آن را ببیند، یقین به سرایت نجاست پیدا کند، فقط در این موارد باید حکم به نجاست کنند.
استمرار اجراى این حکم در مورد افراد مزبور تا زمانى است که این حساسیت به‌طور کلى از بین برود.
5. دین اسلام داراى احکام سهل و آسان و منطبق با فطرت بشرى است، لذا آن را بر خود مشکل نکنید و با این کار باعث وارد شدن ضرر و اذیت به جسم و روحتان نگردید. حالت دلهره و اضطراب در این موارد زندگى را بر شما تلخ مى‏کند، و خداوند راضى به رنج و عذاب شما و کسانى که با شما ارتباط دارند، نیست. شکرگزار نعمت دین آسان باشید و شکر این نعمت، عمل بر اساس تعلیمات خداوند تبارک و تعالى است.

پ.ن 1: بله. دیدید که در چند بند و بسیار منطقی، حساسیت شما کاملا بی مورد است. پس بیایبد از این پس بهتر زندگی کنیم! :)
پ.ن 2: مورد بعدی عقل محور بودن دینه! خداوکیلی کجا اینقدر اعتدال هست(جز اونجا)؟
همین!

۱ نظر ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۲۶
محمد حسن شهبازی