پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۴ مطلب در فروردين ۱۴۰۱ ثبت شده است

آقا ما یه بار تلاش کردیم تو تعطیلات نوروز بریم دشت هویج ولی نشد. از اونجایی که تو چند تا سایت گردشگری خونده بودم اوایل بهار به دلیل شروع سبز شدن دشت و خنکی هوا یکی از بهترین زمان های دیدن دشت هویجه، خیلی تلاش کردم که این فرصت رو از دست ندم. شلوغی تعطیلات نوروز از نظر برنامه ها یه کم روی برنامه اثر گذاشته بود. مثلا همراه بالقوه کم شده بود. خودم هم یه کم خسته شده بودم ولی انگیزه بر خستگی و مابقی موانع چربید و برنامه رو چیدیم. خیلی وارد جزئیات برنامه نشم، فقط این رو بگم که وقتی یه هفته قبل برنامه رو فیکس کردیم، آب و هوا مساعد بود و همه چیز برای یه برنامه کوهپیمایی فراهم بود.

صبح که راه افتادم با یه فضای عجیبی روبرو شدم. بیرون هوا یه جوری بود. من خیلی کم خوابیده بودم ولی توهم نمی زدم. هوا تار بود. نمی فهمیدم غباره یا مه. خنکی و رطوبت مه رو نداشت. میدان دید در حد فاصله های نزدیک هم کم شده بود. برج میلاد رو که نزدیک بود، خوب نمی‌دیدم. وقتی توی بزرگراه با خورشید روبرو شدم که دیگه اصن همه چی خیلی عجیب شد. صاف می شد زل زد تو خورشید! انگار ماه بود. ناخودآگاه یاد اینترستلار افتادم. اون روز برنامه رو لغو نکردیم و ادامه دادیم. وقتی به دشت رسیدیم هم هوا تقریبا همونجوری بود. واقعا نمی دونستیم چیه. وقتی رسیدیم خونه فهمیدیم تو یکی از آلوده ترین روزهای تهران رفته بودیم کوهپیمایی. خلاصه اولین دیدار با دشت هویج تو این شرایط رقم خورد. دو تا عکس که تا حدودی گویای وضعیت هستن رو این پایین گذاشتم.

۱ نظر ۲۲ فروردين ۰۱ ، ۲۳:۰۲
محمد حسن شهبازی

خب من واقعا اهل گل و گیاه و اینا نیستم. به واسطه چینش ژئوپلتیک مسئولیت بسیار محدود بخشی از گیاهان به من سپرده شد. داستان از این قراره که توی تعطیلات نوروز چند روزی خونه نبودیم و کسی نبود به گلا برسه. خب طبیعیه که اونا یه مقدار دلخور شن. حالا هر کس به نسبت روحیات خودش. خلاصه کم و زیاد داشت. میون این گلای تنها مانده یه سنبل بود که چند تا برگش از خاک در اومده بودن ولی خیلی سرحال به نظر نمیومد. باز میگم من خیلی اطلاعات ندارم ولی تا جایی که میدونم پیاز این گلا عقیم شده هستن و بعد یکی دو سال احتمالا دیگه گل نمیدن تا دوباره بریم بخریم. گفتم شاید این سنبل قدیمیه و امسال دیگه توانش در حد همین برگ دادن بوده. ولی مناعت طبع و سخاوت به خرج دادم و وقتی بعد چند روز رسیدم خونه به اونم آب دادم خلاصه در حقش پدری کردم. الان که این مطلب رو مینویسم چند روز از اولین دیدارمون تو 1401 گذشته و سنبل مهربونمون با سرعت خیره کننده ای رشد کرده و نه تنها فقط برگ نبود، بلکه الان گل هاش هم در اومدن. از اون سفید خوشگلا. امسال کمی از بقیه دوستاش جا موند و به هفت سین نرسید ولی خودشو به همگان ثابت کرد و نشون داد کت تن کیه. خلاصه که این از معدود تجربه های موفق من در نگهداری از گیاهه. یعنی با چند روز آب دادن شکوفایی یک گل زیبا رو به چشم دیدم. تجربه جالبی بود و خب نیازی نیست به بقیه توصیه کنم چون فکر کنم همه این کاره‌ن.

۲ نظر ۱۷ فروردين ۰۱ ، ۱۳:۳۶
محمد حسن شهبازی

کانال طبیعت رو قبلا معرفی کردم و احتمالا آشنایی دارید باهاش. اگر نمیدونید چیه، باید بگم که 27 فروردین 98 توی پیام رسان بله من یه کانال درست کردم که توش عکس طبیعت و حیوانات میذاشتم. روزی 1 عدد، نه بیشتر و نه کمتر. با دو هدف این کارو انجام دادم. اول اینکه خیلی شلوغ نباشه تا مخاطب آزاری باشه. دوم اینکه هر عکس به حدی زیباس که بشه یک روز کامل رو بهش اختصاص داد. سوم اینکه بتونم بین تعداد محتوا و کشش کانال تعادل ایجاد کنم چون سعی داشتم و دارم هر محتوایتغییری رو چه از نظر سوژه و چه از نظر کیفیت منتشر نکنم.

توی این حدود سه سال، خب تغییرات جزئی داشتیم و از بازخوردهایی که گرفتم سعی کردم به سمت نظرات مخاطبا تغییر جهت بدم. نکته مهم اینه که کانال طبیعت برای بار اول توی پیامرسان بله ساخته شد. پیامرسان بله به اندازه تلگرام و واتس اپ مخاطب نداشت و هنوز هم نداره، ولی من به دلایلی اون موقع انتخابش کرده بودم. به دلیل بکر بودن فضای این پیامرسان، خب کانالی که محتوای کیفیت مناسب رو عرضه کنه و این کار رو پیوسته انجام بده کم بود. از امکانات و مسیرهای ارتقا و ترفیع کانال توی این پیامرسان استفاده کردم و بعد یه مدت وارد ویترین بله شدم. ویترین بله یه جاییه که خود پیامرسان یه سری کانال منتخب رو تبلیغ می کنه و این تبلیغ باعث رشد قابل توجه مخاطبای کانال طبیعت شد. از ویژگی های منحصر به فرد کانال طبیعت اینه که رفتار مخاطبا با پست های کانال شباهت زیادی با رفتار توی شبکه های اجتماعی تصویر محور داره و بیننده ها پست هارو بر اساس سلیقه شون لایک می کنن و نرخ لایک به نسبت پست، توی کانال طبیعت نسبت به بقیه کانال های پیامرسان بله نرخ بالاتریه. خب تقریبا میشه گفت توی این سه سال کانال طبیعت هیچ تبلیغی نداشته! واقعا تبلیغ رو یکی از موانع آرامش مخاطب میدونم و به نظرم این خودش یه ارزش افزوده برای کانال طبیعت بوده. حتی اواسط این دوره سه ساله که کانال تلگرام طبیعت رو هم با همون آدرس باز کردم، اونجا هم تبلیغی نذاشتم.(هر چند یه مدت خیلی جدی بهش فکر می کردم). الان کانال طبیعت توی بله بیش از 12هزار عضو داره و تعداد مخاطب ها توی تلگرام در کل 130 نفره. اما وقتی تبلیغات نداریم، آیا درآمدی هم نداریم؟ جواب اینه که «داریم!»

شیوه درآمد رو از طریق کمک های مالی یا اهدا انتخاب کردم. در واقع هم Donation. هر سال در نوروز یک درخواست هدیه منتشر کردم که مخاطبا بسته به مقدار مورد علاقه شون به کانال عیدی بدن. البته یک سال این درخواست رو در پاییز منتشر کردم. در ادامه میزان هدیه ها رو در هر مرحله میتونید ببینید:

1- پاییز 98: در مجموع 16 هزار تومان (10+3+3)

2- نوروز 1399(اولین سالگرد تاسیس کانال): در مجموع 45 هزار تومان (20+10+10+5)

3- نوروز 1400: در مجموع 87 هزار تومان (50+15+5+5+5+5+2)

4- نوروز 1401: در مجموع 358 هزار تومان (80+50+50+30+20+14+12+10+10+10+5+5+5+5+2)

 

شناسه کانال طبیعت در هر دو پیامرسان تلگرام و بله: @NaturalAttractions

۰ نظر ۰۷ فروردين ۰۱ ، ۱۴:۴۶
محمد حسن شهبازی

داشتم بزرگراه حکیم را به سمت غرب می‌رفتم که چشمم به برجک‌های یک پادگان افتاد. وقتی که مطمئن شدم یک سرباز در حال نگهبانی دادن است،‌ شیشه را پایین دادم. با دست راست با ریتم عروسی برایشان بوق می‌زدم و با دست چپ از بیرون شیشه برایشان دست تکان دادم. در اولین روز سال برای دو سرباز این کار را انجام دادم. یکی از آن‌ها در جواب سلام نظامی داد و دیگری هم برایم دست تکان داد. امیدوارم برای لحظاتی هر چند کوتاه اندکی از سیاهی و تباهی سربازی اجباری را برایشان کاسته باشم و کمی دلشان را شاد کرده باشم.

۳ نظر ۰۲ فروردين ۰۱ ، ۰۱:۴۶
محمد حسن شهبازی