پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۷ مطلب در اسفند ۱۴۰۰ ثبت شده است

مادربزرگ من بیش از 5 فرزند دارد. الان که به سن دیدن نتیجه رسیده است، از نظر سلامتی شکننده شده است و نیاز به مراقبت دارد. با اینکه تعداد فرزندانش کم نیست، اما باز آن طور که باید دور و برش شلوغ نیست و گاهی برای مراقبت نیاز به برنامه ریزی خارج از نوبت حس می شود. امشب مادربزرگ برای انجام یک سری آزمایش فوری راهی بیمارستان شده و چهار نفر از فرزندانش برای انجام کارهای او بسیج شده اند. دقایقی پیش خبر رسید که نتایج آزمایش هم مثبت بوده و جای نگرانی وجود ندارد.

پرونده امشب هم که بسته شد، به این فکر می کردم که آینده ما چه خواهد شد؟ باز نسل والدین ما شاید تعداد فرزندان زیادی نداشته باشند، اما باز همسر و چند خواهر و برادر در کنار خود دارند و می توانند به هر لطایف الحیلی که شده از یکدیگر کمک بگیرند ولی ما چه؟ من اگر به سنین پیری برسم و همین طور مجرد مانده باشم در چه وضعیتی خواهم بود؟ همسر و فرزند که ندارم هیچ، اطرافم هم خیلی خلوت است و احتمالا همه درگیر مشکلات خودشان هستند. واقعا نمی دانم. دلم نمی خواهد از آینده بترسم ولی خیلی هم از این ابهام موجود دل خوشی ندارم.

۱ نظر ۲۵ اسفند ۰۰ ، ۰۰:۵۰
محمد حسن شهبازی

این مطلب را یادتان هست؟ «کشورم در روزهای آخر سال»

بعد از 4 سال حالا دوباره تجربه مشابهی رقم خورده. حتی شاید تجربه ای بدتر. برای اینترنت منزل درخواست برقراری اینترنت داشتم و به مخابرات محل مراجعه کردم. از کارشکنی های عادی در ادارات دولتی که بگذریم، گیرم با کارمندانی است که قرار است کلی پول بدهم تا خدمتی دریافت کنم اما باز طاقچه بالا می گذارند. حالا از این هم بگذریم مساله اصلی دورخیز برای تعطیلی است. درست مانند مطلب قبلی با کارمندی مواجه شدم که از 22 اسفند سال را پایان یافته تصور می کند. از او می پرسم که سرویس درخواستی آیا این ور سال فعال می شود؟ می گوید: از این ور سال که چیزی نمانده! یعنی 5 روز باقیمانده کاری را کلا حساب نمی کند. چه کنیم با این فرهنگ مشمئز کننده؟

۱ نظر ۲۳ اسفند ۰۰ ، ۲۳:۰۱
محمد حسن شهبازی

دوباره نوروز نردیکه و سر و کله حواشی نوروز پیدا شده. دستفروشای کنار خیابونا که ملزومات عید میفروشن و تلاش دوچندان جامعه برای آماده شدن برای سال نو. یکی از حاشیه‌های ثابت نوروز داستان ماهی قرمزه که امسال توی توییتر بیشتر به چشمم خورد. امسال بیشتر حالت تقابل داشت و دو گروه به صورت غیر مستقیم با هم درگیر شدن. گروه اول حامیان حقوق حیوانات که دلایل مختلفی برای حذف ماهی قرمز از سفره هفت سین میارن و گروه دوم طرفدارای سفت و سخت سنت هفت سین. استدلالای گروه اول شامل مواردی مثل بومی نبودن ماهی قرمز برای ایران، تداخل های محیط زیستی، ظلم در حق ماهی ها به خاطر عدم فراهم سازی شرابط زندگیشون هم از طرف فروشنده ها و هم از طرف خریدارا و نگهدارنده ها و در مواردی هم جعلی بودن نقش ماهی قرمز توی سنت باستانی سفره هفت سین. اما گروه دوم طرفدار قرص و محکم سنت های بومی کشورن و معتقدن عده ای در تلاشن تا به صورت خزنده این سنت ها رو از بین ببرن. برای همین خیلی جدی سعی دارن تا با مخالفان حضور ماهی قرمز توی سفره هفت سین برخورد کنن و تلاش می کنن مردم رو به خرید ماهی قرمز تشویق کنن.

من طرف کدوم گروهم؟ خب معلومه، گروه اول. به نظرم استدلال هاشون خیلی عقلانی تره و حتی اگر ماهی قرمز جزو ارکان سفره هفت سین بوده، بهتره که سنت ها رو اصلاح کنیم. نگهداری صدها ماهی در حجم کمی آب که مشخصا با کمبود اکسیژن روبرو هستن و به احتمال بسیار زیاد درگیر بیماری و قارچن اصلا کار درستی نیست. مرگ تعداد زیادی از ماهیا تو همون روزای منتهی به سال که توسط فروشنده ها به سادگی توی جوب آب ریخته میشن دردناکه. تنها موندن ماهیا وقتی صاحب خونه میره مسافرت و چند روز توی محیط نامناسب، بدون مراقبت و غذا خیلی خودخواهانه‌س. از طرف دیگه بعضی از کارشناسا میگن این ماهی مناسب محیط زیست ایران نیست و به خاطر زاد و ولد سریع و گسترده به ماهی های بومی ایران هم آسیب میزنن و وقتی بعد عید توسط مردم توی برکه ها رها میشن چون نسبت به شرایط محیطی مقاومت بیشتری دارن سریع به گونه قالب تبدیل میشن و مابقی ماجرا.

در نهایت هر چند بچگی هام خیلی ماهی قرمز دوست داشتم ولی می‌خواستم به عنوان یک شهروند حمایتم رو از پویش تحریم ماهی قرمز اعلام کنم و بقیه رو هم دعوت کنم تا در این کار شریک باشن. جایگزین های خوب و بامزه ای برای ماهی قرمز هست که هم جنبه دکوری دارن و هم دیگه جون یه موجود زنده رو به خطر نمیندازن.

۰ نظر ۲۳ اسفند ۰۰ ، ۱۸:۲۹
محمد حسن شهبازی

یکی از تلخ‌ترین و آزاردهنده‌ترین مواجهه های من با وقایع اطرافم وقتیه که یک فرد درگیر با اعتیاد به مواد مخدر و یا کسی که عمیقا با فقر دست و پنجه نرم می کنه رو می‌بینم. این جور وقتا _هر چند کوتاه_ یه درد عمیق تو وجودم حس می‌کنم. از واکنش بقیه آدم ها در این موقعیت و موقعیت های مشابه اطلاعی ندارم. راه حل چیه؟

۱ نظر ۲۱ اسفند ۰۰ ، ۲۰:۵۶
محمد حسن شهبازی

به نظرتون چرا سربازی اجباری، این میراث رضا خان هنوز باقی مونده؟

چرا ستاد کل اینقدر در برابر تغییر و بهبود این قانون منسوخ مقاومت میکنه؟

با علم به اینکه سربازی مضرات فراوانی داره، پشت پرده چه اتفاقایی داره میفته که مانع اصلاح و لغو سربازی اجباری میشن؟

با اینکه کشور در بحران جمعیتی قرار داره و سربازی اجباری یکی از موانع ازدواج و به تبع اون فرزندآوریه، چرا هیچ اتفاق مثبتی نمیفته؟

آمارهای احتمالا محرمانه درباره تلفات دوره سربازی اجباری،‌ خودکشی ها و سایر انحرافات چرا مسئولین امر رو قانع نمیکنه که مشکلات رو حل کنن؟

اصلا تصمیم گیرهای اصلی که مانع بهبود این قانون میشن کیا هستن؟

چرا بعضی ها با قلدری جلوی اصلاح رو میگیرن؟

با علم به اینکه سربازی حرفه ای از نظر اقتصادی و نظامی عملکرد بهتری نسبت به سربازی اجباری داره، چرا یه سری در برابر این تغییر مقاومت میکنن؟ این مقاومت چه سودی براشون داره؟

۰ نظر ۱۶ اسفند ۰۰ ، ۲۱:۰۵
محمد حسن شهبازی

یک سوال مطرح می‌کنم که بهش فکر کنید و اگه دوست داشتید نظرتون رو بگید:

فرض کنید شما یک کسی رو عاشقانه دوست دارید. بر اثر یک حادثه حافظه شما پاک میشه. به نظرتون آیا با دیدن دوباره اون فرد، مجدد عاشقش خواهید شد؟ چند درصد این احتمال رو میدید که دوباره عاشقش شید؟

۱ نظر ۱۵ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۱۰
محمد حسن شهبازی

ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه‌ای غمان بیهوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور

خیام نیشابوری

۰ نظر ۱۵ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۰۲
محمد حسن شهبازی