پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۶۶ مطلب با موضوع «میکرو بلک بلاگ» ثبت شده است

اون وقتایی که آدم خیلی غرق کار و زندگیه و اصن حواسش نیست با چه سرعتی داره میره جلو، یاد مرگ مثل ترمز اضطراری قطاره که یهو با کله پرتت میکنه تو دیوار روبروت!

یاد مرگ میتونه با صحنه ناگهانی یاد کردن از یه هنرمند وسط برنامه طنز باشه، یا دیدن جنازه یه گربه کف اتوبان یا حتی خرد شدن یه برگ خشک شده زیر کفش.

۱ نظر ۳۱ خرداد ۰۱ ، ۰۱:۴۰
محمد حسن شهبازی

چندین بار تا حالا پیش اومده بابام یه چیزی بهم گفته و من تو دلم گفتم پدرجان اینا مال قدیمه و الان دیگه اینجوری نیست. یا مثلا با خودم گفتم شما زیادی حساسی و این طور که شما میگی نیست.

آخریش میدونید چی بود؟ داشتم میرفتم سمت قم، بهم گفت اونجا خیلی سرعت بالا رانندگی نکنیا. 80 تا بیشتر نرو. لاستیکت ممکنه بترکه. منم تو دلم گفتم پدرجان حالا چون شما یه بار لاستیکت اونجا ترکیده دلیل نمیشه که مال منم بترکه. حدس می زنید چی شد؟ تو جاده چندتا لاشه لاستیک ترکیده دیدم :|

۰ نظر ۱۷ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۶:۲۶
محمد حسن شهبازی

یکی از تلخ‌ترین و آزاردهنده‌ترین مواجهه های من با وقایع اطرافم وقتیه که یک فرد درگیر با اعتیاد به مواد مخدر و یا کسی که عمیقا با فقر دست و پنجه نرم می کنه رو می‌بینم. این جور وقتا _هر چند کوتاه_ یه درد عمیق تو وجودم حس می‌کنم. از واکنش بقیه آدم ها در این موقعیت و موقعیت های مشابه اطلاعی ندارم. راه حل چیه؟

۱ نظر ۲۱ اسفند ۰۰ ، ۲۰:۵۶
محمد حسن شهبازی

یک سوال مطرح می‌کنم که بهش فکر کنید و اگه دوست داشتید نظرتون رو بگید:

فرض کنید شما یک کسی رو عاشقانه دوست دارید. بر اثر یک حادثه حافظه شما پاک میشه. به نظرتون آیا با دیدن دوباره اون فرد، مجدد عاشقش خواهید شد؟ چند درصد این احتمال رو میدید که دوباره عاشقش شید؟

۱ نظر ۱۵ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۱۰
محمد حسن شهبازی

ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه‌ای غمان بیهوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور

خیام نیشابوری

۰ نظر ۱۵ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۰۲
محمد حسن شهبازی

بازی مرکب هم جزو لیستی است که در مطلب قبلی به آن اشاره کردم.

کدام لیست؟ لیستی حاوی آثار هنری که به صورت انفجاری در جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد اما من اسیر این بازی نمی‌شوم و وقتی تب خوابید سراغ آن‌ها می‌روم.

دیدم و راضی بودم.

۰ نظر ۲۲ بهمن ۰۰ ، ۰۰:۰۸
محمد حسن شهبازی

باورم نمی‌شود که ظرف این مدت کوتاه، این همه تغییر کرده باشم.

۰ نظر ۲۶ دی ۰۰ ، ۱۱:۴۱
محمد حسن شهبازی

او می‌گفت که حرف‌های جدی بماند برای وبلاگ و مزخرفات و حرف‌های دم دستی و کم ارزش بماند برای شبکه‌های اجتماعی.

تا مدتی سعی کردم این گونه عمل کنم ولی انگار دارد وضعیت برعکس می‌شود.

۰ نظر ۲۶ دی ۰۰ ، ۱۱:۳۶
محمد حسن شهبازی

آدم‌های ایرادگیر که غر زدن و ایراد گرفتن رو از حد میگذرونن، یه خیانت بزرگ در حق خودشون و طرف مقابلشون مرتکب میشن: اینکه ایرادهای به حقشون قاطی بقیه ایرادهای بیخودی گم میشه و از اونجایی که طرف مقابل احتمالا دیگه تمام ایرادها رو از یک گوش وارد و از گوش دیگه خارج میکنه از تک نصیحت های مفید محروم میشه. نکنید!

 

پ.ن: معلومه خیلی سر این قضیه فشاری شدم؟

۰ نظر ۲۴ دی ۰۰ ، ۲۲:۰۶
محمد حسن شهبازی

درست تو لحظه ای که ما در نزدیک ترین حالت به یه نفر هستیم، باید با این واقعیت روبرو بشیم که ما در نهایت تنها هستیم. به صورت عام در حال حاضر به مفهومی به اسم یکی شدن اعتقادی ندارم و حس می کنم باطن همه وقایع تنهاییه، حتی تو نزدیک ترین لحظات.

البته امیدوارم که اشتباه کرده باشم.

۰ نظر ۲۴ دی ۰۰ ، ۰۱:۴۰
محمد حسن شهبازی