پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

حس خوب، مزد مداومت

يكشنبه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۱، ۰۸:۲۴ ب.ظ

من نمیدونم چرا اینقدر با ابزارهای مبتنی بر فناوری رفیقم در صورتیکه خانواده اکثرا ارتباط خوبی ندارن. یکی از مصادیق این رفاقت، استفاده مکرر من از مسیریابه. حتی مسیری که 100 بار هم رفته باشم و بلد باشم رو هم باز به احتمال خیلی زیاد با مسیریاب میرم. شاید از نگاه افراد غریبه با تکنولوژی من درحال اتلاف بیهوده باتری گوشیم، تنبل کردن ذهنم توی حفظ کردن آدرس ها و کمک به گرم تر شدن کره زمین باشم، ولی من اینطور فکر می کنم که این مدل ابزارها چند تا چشم و گوش به من قرض میدن تا کیلومترها جلوتر رو ببینم و یه مغز هم بهم امانت میدن تا بهترین مسیر رو به صورت بلادرنگ[realtime] به دست بیارم؛ وگرنه کی میتونه الگوریتم های مسیریابی رو هر چند ثانیه روی گراف با کلی بزرگراه و خیابون و کوچه پیاده کنه؟

امروز که داشتم یکی از تکراری ترین مسیرهام رو میرفتم، مثل همیشه مسیریاب زدم. معمولا راه پیشنهادی برای این مسیر از دو حالت خارج نبود، اما امروز دیدم یه مسیر جدید داد. خب من اکثر اوقات بهش اعتماد کردم. نمیگم همیشه برام جای سوپرمن رو پر کرده_که خیلی وقتا راهمو دورتر هم کرده و باعث شده دیر به قرار برسم_ ولی امروز منو از یه ترافیک طولانی که خیلیا توش داشتن غرق میشدن نجات داد. دلم میخواست بعد از دور زدن ترافیک و افتادن توی کندرو وقتی با سرعت از کنار ماشین های معطل شده توی ترافیک رد میشدم، گوشی رو از پنجره بیارم بیرون و طوری بگیرم بالا که همه ماشین ها ببینن و بعد رو به ترافیک، این پدیده شوم شهری بلند داد بزنم: «آهای حروم زاده، من هنوز زنده‌م»!

خلاصه که امروز مزد گل درشت مداومت هام رو گرفتم.

نظرات  (۲)

:))) منم توی شهر دیگه ای که رفته بودم از گوگل مپ استفاده کردم خیلی خوب بود.. حتی توی شهر خودمون یه بار میخواستم برم یه خیابونی که دقیق بلدش نبودم و با گوگل مپ رفتم.. چیز خیلی خوبیه و از تجربه و مسیر یابی افراد قدیمی که به مسیر مسلط هستن هم بهتره...

پاسخ:
خیلی خوبه.

جمله آخرت منو یاد یه برنامه قدیمی انداخت. اون اوایل که مسیریابها اومده بودن، یه مقایسه ترتیب دادن. سه گروه از یه نقطه به یه مقصد یکسان باید حرکت می کردن. گروه اول با نقشه کاغذی، گروه دوم با پرس و جو از افراد محلی و گروه سوم مسیریاب. یادم نیست کدوم گروه زودتر و بهتر رسید. اون موقع هنوز مسیریابها به بلوغ الان نرسیده بودن ولی الان جواب سوال تقریبا مشخصه. 

این دیالوگ بیشتر به درد کسایی می‌خوره که سربازیشون تموم شده و از در پادگان زدن بیرون، خطاب به مثلا فرمانده‌ها: «آهای...»

پاسخ:
این جمله کلا خیلی کاربردیه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی