پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

دل مشغولی، دغدغه و حتی درد متعالی

پرباز

پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی‌ست...
فروغ فرخزاد

بایگانی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «الحمدلله» ثبت شده است

امام علی(ع):

إِذَا اختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ ؛

به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.
(محاضرات، ج2، ص28)


۰ نظر ۰۳ اسفند ۹۳ ، ۰۶:۲۲
محمد حسن شهبازی

دیشب که بازی ایران لهستان از 22:55 شروع شد؛ تنها مشغول دیدن بازی بودم. با تمام اینها تا انتهای بازی بیدار موندم و 2 و خورده ای بود که رفتم برای خوابیدن. اون بازی یک برگشت استثنایی برای ایران بود و آخرش بد شد که بازی واگذار شد اما به هر حال دنیا همینه. نمیشه همیشه پیروزی و روال مثبت و خوشی باشه. بعدش که این اتفاق افتاد و کار صعود به اما اگر کشید، خیلی امید نداشتم. نا امید هم نبودم. تقریبا یه چیز 50، 50. نمی تونستم متمایل شم به یه وری و اصولا اعتقاد داشتم داده های والیبال قابل اعتماد نیستن. (تا حالا خودتون دیدید چی شده دیگه). خلاصه یکشنبه هم صبح رفتیم دانشگاه و برگشتیم و تلویزیون رو روشن کردیم. کمی دیر رسیدم و دست اول رو کامل از دست دادم. از دستی بازی رو دیدم که صربستان بازی رو برد. هنوز وجودم همون 50؛50 مذکور بود. ست سوم رو بردیم و خوشحال شدم. ولی باز هم 50؛50 بودم. اما از بازی نهایت لذت رو می بردم و در عین حال استرس خاصی هم نداشتم. در همون حال و هواها هم بود که می شنیدم آرژانتین داره اونجوری نتیجه میگیره. نظام 50؛50 کم کم داشت فرو می ریخت، اما بگم که هنوز پابرجا بود. حتی وقتی بازی هم تموم شد 50؛50 پابرجا بود اما متزلزل. به جدول اشراف نداشتم و نمی دونستم آرژانتین ببره کار دقیق صعود چی جوری میشه اما خوب خوشحال کننده بود بردن آرژانتین مقابل آمریکا. بعد که فهمیدم آرژانتین برده (از اخبار شبکه سه ای که رها شده بود؛ بعد از دردسر های عظیم) و ایران صعود کرده خیلی خوشحال شدم. اومدم پای دستگاه و به سایتای مختلف سر زدم. FIVB که خوب بالا اومد و تیتر راجع به ایرانشو دیدم. فدراسیون خودمون که به سختی بالا اومد. شبکه اجتماعی مسخره ف.ب و فضاش. خیلی تحریک شدم اونجا چیزی منتشر کنم ولی به دلایلی اینکار رو نکردم و چه جایی بهتر از blackagent.blog.ir؟
سایت FIVB خبری که درباره ایران زده بود رو نمیدونم کی نوشته بود اما هر کی بوده معلومه که خیلی تحت تاثیر غفور قرار گرفته بود. (البته درستشم همینه!)
تعابیری که براش به کار گرفته بود:

خلاصه اینکه داداشمون بمبره؛ میره از منطقه 2 زمین (همون در A ما میشه P: ) بمبای خفن میذاره! ماشین امتیاز گیری هم که هست و از این حرفا... خدا توفیق روز افزون به همشون بده.
هنوزم برام شعفناکه که بازی آرژانتین آمریکا که ظهر تو دانشگاه بهش خندیدیم باعث صعودمون شد؛ نه لهستان فرانسه.
الان باید بگم که 50؛50 دیگه کاملا فرو ریخته؛ خیالتون تخت! ;)



#50؛50
*غفور تو خانواده ما جایگاه ویژه ای داره؛ میگن داداشمه.
*دست رو از قصد استفاده کردما؛ وگرنه ست رو بیشتر دوست دارم.
*گاهی که بازیای والیبال رو می بینم سوز عجیبی تو دلم احساس می کنم...

۳ نظر ۲۳ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۲
محمد حسن شهبازی